شعر گناه کار

[ad_1]

شعر گناه کار


? شعر
✨ گناه کار
? ژانر اجتماعی
✍ بقلم مهدیه سعدی

??مهدیه سعدی??

 مهدیه سعدی

زیر افلاک نشستم ضرب آمد بر سرم
سیلی ای محکم به رویم زد قدم

از فلک پرسیدمش بهر چه بود؟
از چه بابت کرد روی من کبود

گفتا بنده به درگاه خدا
سجده کن عف و دمی هب طلبا

که خداوند ز مخلوق شاکیست
این همه جهل و گنه نیز کافیست

تو چه کردی که زمین هم نالان
در درگاه خدا شد گریان

بر زمین بودی و باز کردی گناه
تو خجل نیستی از این دل سیاه

تو خجل از روی خالق نیستی
ای بشر زاده تو خلق کیستی

مگر این نیست که مخلوقت خداست
ای سرا پا زشتی ربت خداست

او بکردت خلق تو را در این جهان
دو فرشته کرد برایت پاسبان

من به جایت رو سیاه خالقم
جای تو از کرده هایت نادمم

از هم اکنون ذات خویش اصلاح کن
یک قدم بردار و خود افلاح کن

از عباد الصالحین باش ای بشر
از فساد و جهل نیز میکن حذر

تو گنه کاری اگر حق میگذاشت
رد پایت جای بر زمین نداشت

???

تعداد بازدید 3

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *