اصل تطابق در نویسندگی-آموزش نویسندگی و رمان نویسی

[ad_1]

اصل تطابق در نویسندگی

به نام آفریدگار لایزال

سلام خدمت تمامی دوستان پری سیما و فروتنم… امیدوارم هرکجا نفستان به دم و بازدم می افتد، تن پوش عافیت و خوشبختی را به تن داشته باشید. از مدیران و کارکنان این سایت جهت انتشار این مطلب و به ویژه جهت کوشش بی ریایشان کمال سپاسگزاری و آرزوی بهترینان برایشان دارم.

یکی از مهم ترین بحث در آموزش نویسندگی رمان رعایت اصل “تطابق” است.

تعریف اصل تطابق در رمان: این اصل بیان می دارد، رمان نویسان و نویسندگان موظف اند برای خواناتر شدن و نظام بندی داستان، آن چه را برای الگوی رفتاری کاراکترها می آفرینند با عمل و کار شخصیت ها در حالات متفاوت یکسان باشد و هردو از یک الگو پیروی کنند.

می خواهم این جمله را ساده و شیواتر خدمت شما عرض کنم. این جمله می گوید اگر برای یک نفر توصیف ها و شخصیت پردازی هایی نمودید پس لطفا در عمل و قرار گرفتن در حالت های مختلف در محور و مسیر همان شخصیت پردازی ها گام بردارید.

ساده تر بگویم حرف و عمل، یکی باشد. مثلا عده ای در رمانشان شخصیت یک دختر یا پسر را مغرور فرض می کنند در حالی که اگر رمان را ادامه دهیم متوجه می شویم اصلا چنین نیست…یک پسر مغرور پس از دیدن یک دختر عاشق او شد؟؟

چنین چیز محال نیست اما دور از توجیه اجتماعی و روانشناسیست. در دنیایی که ما در آن حضور داریم مسلما افراد مغرور پس از چندین بار قرار گرفتن در حالت های عاشقانه و روبه رو شدن با کیس مورد علاقه، تازه پس از بارها گذر از لجبازی ها و اغتشاشات ذهنی، عاشق و دلشیفته می شوند!

مثال دیگری که در رمان ها مشهود است وجود دختری که با پسرها رابطه ی خوبی ندارد اما به طرز عجیبی با یک بار برخورد با جنس مخالف دلش می لرزد و نویسنده، خودش تمام توصیف های افراطی را که در مورد آن دختر کرده بود در مواجهه با یک حالت، نقض آن ها را بیان می کند.

شیواتر عرض کنم، اگر به شدت کاراکتری را توصیف می کنید و یک صفت خاصی را بر او عرضه می دارید لطفا تا پایان رمان این ویژگی ها را برای هر شخصیت حفظ کنید.

عدم رعایت اصل تطابق باعث دلزدگی خوانندگان و بی اعتمادی آنها نسبت به نویسنده می باشد. البته لازم به ذکر است این بدین معنی نیست یک فرد مغرور هرگز عاشق نمی شود یا یک دختری که از پسران برائت جسته هرگز رابطه ای برقرار نمی کند. این موارد اتفاق می افتند اما باید داستان طوری نوشته شود تا آن خصلت ها در برابر یک اتفاق، تسلیم شوند.

به عنوان مثال یک فرد مغرور پس از مواجهه با کسی که جانفشانی ها و ایثارها برای او کرده مسلما در برابر او رام می شود و حتی ممکن است عاشقش شود.

نتیجه ی کلام این است هرگاه می خواهید یک خصلت مهمی را به یک شخصیت بدهید، همه ی رفتارها و اعمالش را منطبق با همان الگوی آفریده تان، پیش ببرید.

برای تمامی نویسندگان، از درگاه احدیت، آرزوی استجابت خواسته ها و توفیق سربلندی را دارم. روزتان گوارا

عرشیا جاوید – شاعر و نویسنده

با تشکر از عرشیا عزیز ، نویسنده افتخاری مجله تک سایت.

درباره عرشیا بدانید : محمدرضا پهلوان(عرشیا جاوید) هستم ۱۹ ساله…شاعر و نویسنده.

اینستاگرام عرشیا

[ad_2]

لینک منبع

آموزش نویسندگی – نکات مهم در نویسندگی از زبان آلاله سلیمانی

[ad_1]

نکات مهم نویسندگی

نکات و عوامیل مهم آموزش نویسندگی از زبان آلاله سلیمانی
مولفه های مختلفی در نوشتن اهمیت دارد. به نظر من مهمترین مولفه، داشتن ذهنی خلاق است. به اصطلاح داشتن شهرزاد قصه گوی درون. اینکه با دیدن یک منظره، یک اتفاق، یک شخص خاص، حتی یک بو و در بیشتر موارد دیدن یک خواب، داستانی را به ذهن شما متبادر کند.

دومین مولفه عشق به نوشتن است. اینکه بتوانیم آن چیزی را که می خواهیم و در ذهن داریم، بنویسیم. این مرحله سخت است. شاید برای شما پیش آمده باشد که خوابی دیده اید و خیلی راحت آن را برای اطرافیانتان تعریف کرده اید، اما نوشتن فراتر از تعریف کردن است.

اینکه بتوانی روان بنویسی و منظورت را برسانی و اشکالات نوشتاری و مفهومی نداشته باشی، می تواند از شما شخصی بسازد که می تواند بنویسد. خب این فقط مرحله ی اول است و درنظر بگیریم که اینها را دارید. حالا باید اصول داستان نویسی را هم بلد باشید.

اینکه مولفه های داستان چیست، اینکه پلات چیست، استوری چیست، راوی یا زاویه ی دید کیست، نقطه ی فراز و فرود داستان کجاست، چطوری می شود تعلیق ایجاد کرد، چطوری داستان را شروع کنیم که مخاطب در قلاب گیر بیفتد و چطوری داستان را تمام کنیم که حرف و حدیثی درش نباشد و چه و چه

همه جزو مواردی است که باید بدانید. البته کسی که به صورت ذاتی می نویسد، ممکن است خیلی از این موارد را ناخودآگاه بداند و در داستان پیاده کند، ولی اینکه تا چه حد موفق شود، بعد از چاپ شدن و خواندن توسط مخاطبان و نقد داستان معلوم می شود.

شما هر تلاشی که قرار است بکنید و هر چه باید و نباید در این رابطه است را قبل از چاپ شدن اثرتان باید درنظر بگیرید. وقتی که کتابتان چاپ شد، دیگر دستی در آن ندارید و باید منتظر نظرات دیگران بنشینید و خودتان را برای هر نوع نقد منصفانه یا مغرضانه آماده کنید.
فقط اگر قرار باشد یک موضوع مهم را در پایان عرض کنم، اینست که به هیچ وجه، شعور مخاطب را دست کم نگیرید و به شعورشان احترام بگذارید و داستانی باورپذیر بنویسید. ناامید نشوید، همواره مطالعه کنید چه وطنی چه خارجی و تا می توانید در جلسات نقد داستان شرکت کنید و ذهنتان را پیشرفت دهید.

هر چقدر می نویسید، بنویسید ولی به نظرم قبل از سی سالگی چاپ نکنید. یک نوشته را بارها و بارها بازخوانی کنید و با صدای بلند برای خود و یا اطرافیانتان بخوانید.
امیدوارم موفق باشید.

تمام قسمت های آموزش نویسندگی

[ad_2]

لینک منبع

آموزش نوشتن از زبان سهیلا بامیان ، آموزش رمان نویسی

[ad_1]

نویسندگی از زبان سهیلا بامیان

آموزش نویسندگی این هفته از طرف نویسنده محبوب و توانا سهیلا بامیان آماده شده . ایدوارم از تجربیات ایشون استفاده کنید.

یک روز برای شما اتفاقی می افتد یا شاهد اتفاقی هستید یا ماجرایی را از دیگران می شنوید . به محض آمدن به خانه آن را برای خانواده تعریف می کنید . اگر نویسنده باشید آن را در دفتری که خلاصه های داستانی را نگه می دارید ، یادداشت می کنید . یعنی همانطور که می شود برای دیگران تعریف کرد ، می توان یادداشت هم کرد « پس می بینیم نوشتن هم به سادگی حرف زدن است » .

معمولا کسانی که خوب حرف می زنند ، خوب هم می نویسند . به شرط این که بدانند نوشتن هم مثل حرف زدن ساده است . از آن جایی که ما در حرف زدن تمرین و تکرار داریم آن را آسان تر از نوشتن می دانیم .

شاید برای نوشتن موضوعی ساعتها فکر کنیم ، اما اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم به راحتی می توانیم بیان کرده و تا دقایقی طولانی در مورد آن حرف بزنیم . ما از بچگی هر روز حرف می زنیم یعنی حرف زدن را مدام تکرار می کنیم .

اما کمتر پیش می آید که بنویسیم و نوشتن را تمرین کنیم « پس تمرین و تکرار از عوامل پیشرفت است » . اگر به اندازه حرف زدن در نوشتن هم تمرین کنیم نویسنده موفقی می شویم .
البته نوع حرف زدنها با هم متفاوت است . مثلا یک لطیفه را ممکن است دو نفر تعریف کنند . اولی طوری تعریف کند که هیچ کسی نخندد اما دومی آن را طوری تعریف می کند که همه از خنده روده بر می شوند .

یا ماجرایی را دو نفر تعریف می کنند . یکی آن قدر سرد و بی روح و دیگری طوری که همه تحت تاثیر قرار بگیرند و با آب و تاب وشاخ و برگ دادن به همان موضوع آن را شنیدنی کند . پس وقتی نوشتن مثل گفتن باشد می توانید ماجرا را برای کسی تعریف کنید .

بعد همانطور که ماجرا را تعریف کردید ، آن را روی کاغذ بیاورید و در نهایت با صدای بلند برای خودتان بخوانید تا به این ترتیب جرات نوشتن را در خود بالا ببرید
زبان گفتاری با زبان نوشتاری فرق دارد .

باید از یک زبان مشخص و رسمی برای نوشتن استفاده کنیم و لهجه را از نوشته مان حذف کنیم . البته زمانی که افراد داستان دارند با هم گفتگو می کنند ، می شود زبان گفتاری آنها همراه با لحن و لهجه باشد. اما راوی داستان که در حال بازگویی داستان است نباید از این شیوه استفاده کند.

موقع حرف زدن ممکن است از کلمات تکراری استفاده کنیم ، اما در هنگام نوشتن باید از کلمات تکراری پرهیز کرده و با یک ویرایش صحیح آن کلمات را حذف کنیم تا نوشته زیبایی داشته باشیم در موقع حرف زدن ممکن است ترکیب جمله ها رعایت نشود ، اما در زبان نوشتاری باید از جمله سازی صحیح استفاده کنیم مثل « شستی ظرفها را » که در زبان نوشتاری می شود « ظرفها را شستی »

با تشکر از سهیلا بامیان عزیز .

تمام رمان های سهیلا بامیان

[ad_2]

لینک منبع

اصول رمان نویسی و نحوه نوشتن رمان از زبان شادی منعم

[ad_1]

نحوه نوشتن رمان

برای فرا گرفتن آموزش نویسندگی لازم نیست به دنبال کتاب آموزش نویسندگی بگردید ، فقط مقالات کارگاه آموزش نویسندگی تک سایت رو دنبال کنید . امروز آموزش نویسندگی از زبان شادی منعم (نویسنده) برای شما آماده کردیم . نکات نویسندگی را فرابگیرید.

چگونه بنویسیم؟ این سوالی است که این روزها برخی از مخاطبان با دیدنم می پرسند و حالا خوشحالم فرصتی پیش آمده تا تجربه هایم را به صورت خلاصه با شما در میان بگذارم.
نوشتن موضوع تازه ای در زندگی ما نیست. از همان دوران کودکی، از همان کلاس اول با این امر درگیریم. حروف را می شناسیم کلمه ها را یاد می گیریم و جمله ها را می سازیم و می خوانیم. زمنی که هم خواندن و نوشتن را خوب یاد گرفتیم درس انشا هم به دیگر درس ها اضافه می شود و همین سرآغاز ماجراست. به نظر من نوشتن امری ذاتی است که می توان با کسب مهارت آن را پرورش داد.

شاید اگر نگاهی به دوران مدرسه بیاندازیم متوجه شویم که این هنر در وجود ما به ودیعه گذاشته شده یا نه و اگر علاقه به نوشتن درون ما هست و از چیدن کلمات کنار هم لذت می بریم پس اولین مرحله را رد کرده ایم. اما تنها استعداد و علاقه کافی نیست و در کنار آن باید از تکنیک ها و قوانین این کار هم آگاه بود. لازمه خوب نوشتن، خوب خواندن است. شما باید قبل از هر چیز یک خواننده حرفه ای باشید.

باید خوب بخوانید، با انواع سبک ها آشنا شود و در زمینه مورد علاقه خود تحقیق کند. نویسنده ها را بشناسید، کارهایشان را مطالعه و نقاط ضعف و قدرتشان را به خاطر بسپارید. در صورت امکان به کلاس های نویسندگی مراجعه و یا کتاب های آموزش نویسندگی را مطالعه کنید و سپس قلم را به دست بگیرد.

باید بدانید که قرار نیست اولین اثر شما الزاما اثری فوق الاده باشد و بلافاصله به چاپ برسد. نوشتن کتاب را که تمام کردید، آن را برای کسانی که در این زمینه فعالیت دارند و یا کتاب خوان حرفه ای هستند بفرستید تا نوشته هایتان را نقد کنند.

در مقابل نقدها جبهه نگیرد بلکه از آن استقبال کنید. نقاط ضعف خود را قوت ببخشید. حتی اگر نیاز است نگارش کتاب را از نوع شروع کنید. دوباره و سه باره بنویسید و نا امید نشوید.
قلم خود را روز به روز تقویت کنید. این شاید مهمترین اصل است. قلم هرکس متفاوت و نشات گرفته از همان بخش ذاتی کار است اما می توان آن را تقویت کرد. فراموش نکنید نوشتن یک داستان بلند یا رمان با خاطره گویی تفاوت بسیار دارد.

شاید نوشتن خاطره در ابتدا و برای شروع مفید باشد اما باید توجه داشته باشید که این دو موضوع کاملا متفاوت از هم هستند. وقتی که مطمئن شدید خوب نوشتن را یاد گرفته اید و در حقیقت قلم شما به حدی رسیده است که بتواند مخاطب را با خود همراه کند باید به دومین اصل در این کار بپردازید .

سوژه مناسب و جدید قبول دارم که پیدا کردن سوژه جدید، کار سختی است. اما با کمی تحقیق می توان نتایج خوبی به دست آورد. برای من به شخصه پختگی و جذابیت قلم همیشه از سوژه مهم تر بوده است.

شاید سوژه ای عالی با پرداخت نامناسب با شکست مواجه شود و یا برعکس سوژه ای به نسبت تکراری با دید و قلمی متفاوت خواننده را با خود همراه کند. و آخرین توصیه … دوستان عزیزم در رویا زندگی نکنید! شخصیت هایی که شما به آن ها جان می دهید باید از دل همین اجتماع باشند، باید عواطف و احساسات مخاطب را درگیر و حس همذات پنداری او را بیدار کنند.

نویسندگی تلفیقی از قرار گرفتن چندین المان ریز درشت کنار هم است که باید به قدری در آن مهارت پیدا کنید که از جایی به بعد، نوشتن برایتان چون نفس کشیدن آسان، حیاتی و زیبا باشد.
پس نوقلمان عزیز و دوستانی که به تازگی تصمیم گرفته اید قدم در این راه بگذارید، قبل از هر کاری خوب بخوانید و بخوانید و بخوانید.

کتاب آموزش رمان نویسی


نحوه نوشتن رمان

سایت رمان نویسی

کتاب آموزش رمان نویسی

 

[ad_2]

لینک منبع

آموزش نویسندگی و نوشتن رمان از زبان زهرا دلگرمی

[ad_1]

آموزش رمان نویسی

در این قسمت از  آموزش نویسندگی  نکات مهم نیوسندگی که توسط نویسنده محبوب زهرا دلگرمی تهیه شده رو براتون آماده کردیم . امیدوارم از این آموزش و دیگر آموزش های نویسندگی استفاده کنید .

از دیدگاه بانو زهرا دلگرمی
نویسنده رمان های چشمان منتظر، کابوس نگاه ، قلبی برای تپیدن، بار دیگر با تو ، شب سپید و رمان آنلاین عاصی

سلام
نوشتن رمان هم با یه سلام ، یه بنام خدا و أمثال این ها آغاز میشه . حتی گاهی ساده تر و صمیمانه تر.

بشخصه معتقدم داستان نویسی علمی نیست که یاد گرفته بشود چون تمام إنسانها آمادگی نوشتن را دارند و البته اولین تجربیاتشان را در انشاهای مدرسه و مقالات و پروژه های تحصیلیشان به رشته ی تحریر درمیاورند.

اما برای نوشتن داستان چند نکته ی کلیدی در کنار استعداد وجود دارد. سوژه، فضا سازی و شخصیت پردازی .
این سه عامل نقش مهمی در نوشتن یک داستان خوب إیفا میکنند. گاها سوژه های مناسب ب دلیل عدم پردازش درست خراب شده و نویسنده نتوانسته ایده ای را که مدنظر داشته به درستی و جامع و کامل روی کاغذ پیاده کند .

یک نویسنده ی حرفه ای در ابتدا زیر و بم و ساختار اصلی سوژه را مورد بررسی قرار میدهد، شخصیتهای مناسب داستان را با توجه به ایده ای که دارد خلق کرده و کامل با آنها ارتباط برقرار میکند چرا که قرار هست مخاطب با این أفراد همزاد پنداری کند.

بعد از این مرحله، نویسنده تصمیم میگیرد نقطه ای کلیدی را برای شروع داستان خود انتخاب کند . یک شروع قوی و در عین حال جذاب، نیازمند تفکر و صد البته توانایی قلم مؤلف اثر میباشد.

در داستانها هر چه زیاده گویی و إضافات کمتر باشد باطبع جذابیت داستان بیشتر خواهد بود. گاها تصور میشود اگر قسمتهای اصلی را زود وارد داستان کنیم برای ماجراهای بعدی ب مشکل برمیخوریم و مطلب برای نوشتن کم می آوریم که البته این تصور کاملا اشتباه است.

ایده های ناب داستان را از همان ابتدا در لابلای اتفاقات ساده پیاده کنید چرا که هر چه روند قصه جلوتر میرود ماجراهای تازه تر و جذابتری در ذهن جرقه خواهد زد و بر جذابیت سوژه ی مورد نظر می افزاید علی الخصوص که از یک جایی به بعد علاوه بر هنر نوشتاری نویسنده، قهرمانان داستان ماجراهای خودشان را پیش خواهند برد .

پرنده ی خیالتان را رها کنید. افق دیدتان را باز کنید و با نگاهی روشن تر ب اطرافتان نگاه کنید. گاها لازم نیست همه چیز را خودتان تجربه کنید تا در نوشته هایتان واقعی بنظر برسند. برای یک نوشته ی جامع و کامل و صد البته پر جاذبه، علاوه بر تکرار و تمرین ، مطالعه هم تاثیر بسزایی دارد .

کتاب بخوانید، شعر بخوانید. کلمات را بشناسید.
برای ایجاد فضا سازی مناسب و ملموس در داستان میبایست شناخت درستی از کلمات داشته باشید.

هر چه نوشته هایتان به واقعیت نزدیکتر باشد قطعا مخاطب را بیشتر جذب خواهید کرد. خصوصا واقعیت هایی که از دل جامعه ی اطرافمان برمیخیزد.

قهرمانان داستانی که مینویسید بهتر است در عین زیبایی و احساسات فانتزی ، نمونه ی بارز إنسانهای خوب و بد دور و برمان باشند.

در کنار حفظ تمام این مسائل میبایست در هر مرحله از نوشتن نکته ی مهمی را در نظر گرفت و آن احترام ب شعور مخاطبیست که قرار است نوشته های شما را دنبال کند. در تمام لحظاتی که مینویسید این دو مساله را فراموش نکنید؛ حفظ حرمت قلم و صد البته احترام ب نگاه و درک مخاطب!

داستان، قصه، … تمام این کلمات در دل خود یک دروغ را روایت میکنند . دروغی که در عین حال از جنس واقعیت های تلخ و شیرین اطرافمان هستند. پس چه بهتر که در پردازش این دروغ داستانی ، جانب احتیاط رعایت شود و بعد از پایان داستان ، خواننده از مطالعه ی آن دچار حال خوشی شده و شاید این میان تجربه ای از زندگی را هم آموزش ببیند. (دروغ ، کنایه ای ادبی به سوژه ایست که زاییده ی ذهن نویسنده میباشد)

برای تمرین بیشتر شروع به خاطره نویسی روزانه کنید. کم کم نگارشتان تغییر میکند و قابل قیاس با نوشته های روزهای اول نخواهد بود. بعد از اینکه احساس کردید نوشتن را خوب یاد گرفته اید شروع به پردازش داستان ها و ایده های ذهنی خود کنید . نوشتن را بارها و بارها و بارها تکرار کنید تا به ایده ال ذهنی خود برسید.

از نظر من نوشتن کاری دلی است و کاملا بسته به احساسات نویسنده میباشد. قطعا کاری که از دل برآید بر دل نیز نشیند.
برای دوستان نو قلمی که علاقه به نوشتن دارند آرزوی موفقیت دارم و البته پیشنهادی دوستانه، مطالعه، مطالعه، مطالعه. افق دیدتان را باز کنید و از نوشتن نترسید و برای چاپ اثرتان عجله نکنید .
گاها یک اثر با کیفیت خیلی بهتر از چند کتاب خام و بی کیفیت خواهد بود.

قلم و کاغذ دو دوست از دو جنس کاملا متفاوت هستند که اگر قدم ب دنیای سیاه و سفیدش بگذارید ؛ هرگز رهایش نخواهید کرد.
امیدوارم موفق باشید .

[ad_2]

لینک منبع