دانلود رمان بهشت گم شده ی میترا

[ad_1]

نام کتاب :بهشت گمشده ی میترا

نویسنده:آسایش

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه :  داستان زندگی دختری به اسم میتراست، دختر یکی یکدانه خانواده و فامیل… با لجبازی های کودکانه اش مسیر زندگیش دچار فراز و نشیب میشه… با ورود شاهرخ به جمع خانواده ، میترا از سرگذشت عمه فروغ باخبر میشه… امیرعلی داستان در همسایگی میترا زندگی می کنه با دنیایی کمی متفاوت از دنیای میترا…

سخنان نویسنده:
هوای تازه
جلو خودم را نگاه کردم
درجمعیت تو را دیدم
میان گندم ها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.
در انتهای همه ی سفرهایم
در عمق همه ی عذاب هایم
در خم همه ی خنده ها
سر بر کرده از آب و از آتش،
تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانه ام تو را دیدم
در آغوش خود تو را دیدم
در رویاهای خود تو را دیدم
دیگر ترکت نخواهم کرد.
شعر از اوژن گرندیل مشهور به “پل الوار”

 

 

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان پاییزان

[ad_1]

نام کتاب : پاییزان

نویسنده : مینا محمدپور

موضوع :عاشقانه

صفحات :202

خلاصه :

رها دانشجوی سال آخر طراحی صنعنتیه سال هاست عاشق نیماست ،به نیما میگه دوسش داره اما نیما بنا به دلایلی که بعدا مشخص میشه با  ساناز ازدواج میکنه رها دچار افسرگی میشه و برای فرار از افسردگی تو شرکت امیر علی راد که یه مرد جوونی هست مشغول به کار میشه و علاقه ای بین امیر علی و رها ایجاد میشه ولی اتفاقی پیش میاد که مسیر تمام اتفاقات رو عوض میکنه که اون …..

 

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان در تلاطم سرنوشت

[ad_1]

نام کتاب :در تلاطم سرنوشت

نویسنده : رها ازاد

موضوع :احتماعی،عاشقانه

صفحات : 298

خلاصه :
این سرنوشت با بقیه ی سرنوشت ها متفاوته ..این سرنوشت بالا و پایینی های بسیار داره شادی و غم های بسیار مثل خیلی از سرنوشت های دیگه…
عسل دختری از حنس شیشه شکننده و ظریف اما طماع که به خق خودش تو زندگیش راضی نیست و سعی میکنه هر طور که هست با استفاده از هرکس و هر چیز خودش و به موقعیتی و برسونه این در خالی است که سام سرراهش قرارمیگیره و سرنوشت جدیدی و براش رقم میزنه….

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان رویا های ممنوع

[ad_1]

رمان  : رویا های ممنوع

نویسنده :  سپیده تقی زاده

ژانر:عاشقانه,طنز,تلخ ,اجتماعی,ماجرایی

تعداد صفحات 307

خلاصه داستان:

روال عادی و زندگی آروم و بی تلاطم روشا ، دقیقا زمانی بهم میخوره که متوجه میشه رویاها و آرزوهاش، عنوان “ممنوع” رو دارن… شهرت!!!
ولی این ممنوعیت تنها به حرارت اشتیاقش برای وصال به خواسته هاش دامن میزنه.. عطش شهرتی که پاشو به دنیایی باز میکنه که به اون تعلق نداره و شرح زندگی هایی که به دنبال زندگی اون ناخواسته وارد این منطقه ی ممنوعه میشن…
روشا که سودای شهرت و کره در سر داره با وجود مخالفت اطرافیان به هر دری میزنه تا رویاهای ممنوعشو به واقعیت نزدیک کنه … سر سخت ترین مخالفاش پدر و مادرشن…
فرهود پسر احدی، رئیس کمپانی اینترتیمنت AT در کره هست که نیمی از سال ایرانه و نیمی دیگه کره زندگی میکنه… همین دلیلی میشه که روشا برای رسیدن به هدفش از فرهود استفاده کنه ولی دقیقا از اونجاس که زندگی نقاب از چهره برمیداره و ماجراها شروع میشه…
ماجرای قلبهای گره خورده و تمنای دست های از هم دور افتاده..‌. اتفاقاتی که مسیر زندگی خیلی هارو تغییر میده … حسرت برای از سر گرفتن زندگی و خاطراتی که زیر چرخهای ارابه ی زمان جان دادن….همه و همه رو در “رویاهای ممنوع”

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان دلواپسی

[ad_1]

نام کتاب : دلواپسی

نویسنده : بهاره شیرازی

موضوع : عاشقانه

صفحات 185

 

خلاصه داستان
دلواپسی داستان واقعی دختر بچه ایست که به سرپرستی پذیرفته میشود اما متاسفانه از طرف اهل خانواده مورد بی مهری وتجاوز قرارمیگیرد داستان دلواپسی حال وهوای جنگ تحمیلی را دارد که دران زجرها ونگرانی های دختری رانشان میدهد که چگونه با مشگلات دست وپنجه نرم میکندوبزرگ میشود دراخر او باحمایت ناهید دختر خانواده وعشق رزمنده ای که به مرور زمان عاشق وحامیش میشود عاقبت خوشی پیدا میکند

 

سخنان نویسنده

تجربه کرده ام بر اینکه اگر بخواهم از آزار دیگران مصون بمانم، گوش را کر و روحم را آنقدر ارتقا بدهم که خدنگ و شماتت اطرافیان بر جانم آسیب نرساند، جز حقیقت حرفی نزنم و تابع زور هیچ کس نباشم، حال بگویند رابعه باید زیر دست باشد و جز فرمان بردن حق دیگری ندارد.

اگر احساسات از ملزومات زندگی انسان است من آن را دور انداخته و چون سنگ زندگی خواهم کرد. هر کس در این دنیا با افکار خود دل خوش است و اعمال و رفتار دیگران را با عقل و منطق خود می سنجد، خواهی نخواهی مردم هرآنچه را که خود دوست دارند می بینند و می‌گویند، کسی به دیوانگی و دیگری به دانا بودنت حکم می‌دهد، باید به آنها گفت هرگاه کفش های مرا پوشیدید و راه رفته‌ی مرا پیمودید آنگاه با جسارت لب باز کرده و سخن بگویید.

حیف که کسی حاضر به پرسیدن حال و احوالت نیست ، کسی نمی پرسد دردت چیست؟ چون همگی از راستی فراری و دوستدار دروغ‌های بزک شده امروزی هستند و کسی طالب دانستن حقیقت زلال و ناب نیست.

خواننده عزیز من رابعه هستم ، دلم می خواهد تو مرا بخوانی و حقیقت زندگی ام را بدانی، آنگاه با آسودگی خیال دانسته به قضاوتم بنشینی!

 

 

 

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان هراس ابدی

[ad_1]

نام کتاب : هراس ابدی

نویسنده : Roqie69   – رقیه اروجی

موضوع: درام

خلاصه کتاب :

هراس ابدی داستانی است از اشتباهاتی که تمام نمی شوند و می مانند و در نهایت باعث سقوط انسان میشوند و این سقوط می تواند از یک ذهن ساده به یک هراس ابدی باشد و همانگونه که برای دختر جوان قصه ما به نام بهار بود. بهاری که زندگی اش در چهار فصل نوشته می شود و فصل اول از جایی شروع می شود که بهار در زندگی اش رنج می برد و برای رهایی از این رنج بی هویتی درون خود است که تصمیم می گیرد برای مدتی کوتاه زندگی اش را رها کند و شوهرش را و دخترش را نیز و به نزد دوستش که در اصفهان زندگی می کند برود .اما برگشتن از این سفر به آن آسانی ها هم که باید نبود و در میانه راه دچار سانحه رانندگی می شود و حافظه اش را از دست می دهد و در فصل دوم است که پای در جایی می گذارد که نمی دانست کجاست و در بستری از حوادث و اتفاقات تلخ و شیرین قرار می گیرد و انگار کسی این ها را برای رقم می زند تا زهر یک گناه و تاوان یک اشتباه از او کشیده شود و در همان فصل است که در میانه تنفر و ترس، عشق در قلبش خانه می کند و عاشق مردی می شود که تیغ بُرّنده رسوایی را زیر گلویش می گذارد و این رسوایی در وجود او شکل می گیرد و بزرگ می شود و زمانی که می خواهد پای در دنیا بگذارد زن حافظه اش را بدست می اورد و در فصل سوم است که همه گذشته در برابر چشمانش قد علم می کند و ان اشتباهی که زندگی اش را به تباهی کشید نیز ودر فصل پایانی است که بهار می خواهد به هراس هایش پایان دهد و قدمی برای جبران برداشته باشد اما همیشه همه چیز جبران کردنی نیست…..

 

گفتار نویسنده :

تقدیم به آنانکه ره گم می کنند و بی راهه می روند، اما تا ابد در آن نمی مانند.

من ، بر اين ابري كه اين سان سوگوار
اشك بارد زار زار
دل نمي‌سوزانم اي ياران ، كه فردا بي‌گمان
در پي اين گريه مي‌خندد بهار
ارغوان مي‌رقصد ، از شوق گل‌افشاني
نسترن مي‌تابد و باغ است نوراني
بيد ، سرسبز و چمن ، شاداب ، مرغان مست مست
گريه كن ! اي ابر پربار زمستاني
گريه كن زين بيشتر ، تا باغ را فردا بخنداني
گفته بودند از پس هر گريه آخر خنده‌اي‌ست
اين سخن بيهوده نيست
زندگي مجموعه‌اي از اشك و لبخند است
خنده شيرين فروردين
بازتاب گريه پربار اسفند است
اي زمستان ! اي بهار
بشنويد از اين دل تا جاودان اميدوار
گريه امروز ما هم ،  ارغوان خنده مي‌آرد به بار

فریدون مشیری

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان مریم در دست روزگار

[ad_1]

نام کتاب : مریم در دست روزگار

نویسنده : mz1379 کاربرانجمن نودهشتیا

موضوع : عاشقانه , درام

خلاصه رمان :

درباره دختریه به اسم مریم که بعد از تجربه عشق تو ۱۵ سالگی ، یه حصار محکم دور خودش کشید تا نه کسی وار حریمش بشه و نه اون از حریمش خارج بشه .
حالا بعد ۸  سال همزمان با اومدن فرهاد ، برادر دوست صمیمیش از فرانسه و اومدن میلاد ، پسر عمش از آلمان که برای تحصیل به اونجا رفته بودن اتفاقاتی براش میفته که یه کم پیچیدس اما قشنگه . پسر عمش میاد خواستگاری اما اون خودش نمیدونه چطوری اما بهش جواب رد میده اما درست فردا شبش به خواستگاری فرهاد جواب مثبت میده و از همون شب میلاد که پسر عمشه به این فکر میفته که هر طور شده مریم رو بدست بیاره اما بعد از مدتی نا امید میشه و میخواد کنار بکشه اما فرهاد …

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان داستان یک احساس

[ad_1]

نام کتاب : داستان یک احساس

نویسنده : Negah79  کاربر انجمن نودهشتیا

موضوع : عاشقانه – اجتماعی

خلاصه رمان :

این رمان روایت زندگی چهار دختر شیطون و سر زنده هستش که زندگی این چهار نفر مثل همه زندگیای دیگه درگیر یه مشکلاتی هستش و سعی دارن که با تکیه به خودشون مشکلاتشونو حل کنن….هرکدوم از این چهار نفر یک شخصیت جالب و قابل توجه دارن،مثلا یکی از همین چهار نفر نه ساله که داره دنبال یکی از دوستاش میگرده و توی این راه اتفاقات زیادی براش می افته.

گفتار نویسنده : امیدوارم که از رمان خوشتون بیاد. این رمان اولین کار من هستش و خب طبیعتا ایرادا و اشکالاتی هم داره و اینکه هر اسمی که توی رمان میبینین تصادفی انتخاب شده و وجود خارجی نداره.

 مقدمه:

کی گفته من عاشقتم؟! من فقط وقتی می بینمت نفسام تند میشه و دست و پامو گم میکنم…. فقط عادت کردم وقتی حواست بهم نیست از دور بهت خیره بشم و چشم ازت برندارم…. فقط از دیدن لبخندت لذت میبرم… فقط طاقت دیدن ناراحتیت رو ندارم … فقط با شنیدن صدات ارومم.. فقط وقتی دستمو میگیری احساس امنیت میکنم…. فقط وقتی صدام میکنی از شوق نفسم بند میاد…. فقط از دوریت افسردگی میگیرم…. فقط از صبح که چشم باز میکنم به فکرتم…. فقط همیشه دلم برات تنگ میشه…. فقط زندگیم با تو معنی میده…. فقط نفسام به تو وصله…. همین…. فقط همین…. “این که عشق نیست”هست؟؟؟؟؟

 

[ad_2]

لینک منبع