دانلود رمان همواره در تلاطم

[ad_1]

نویسنده: رها ازاد

نام رمان : همواره در تلاطم

صفحات : 364

 ژانر اجتماعی،عاشقانه

 

خلاصه: این رمان جلد دوم در تلاطم سرنوشت است در اصل این رمان در مورد بچه های عسل و سام است.
رها ته تغاری و یکی یکدونه ی و عزیز کرده ی مادر و پدرشه.دختری شیطون، حاضر جواب و گستاخ…
رها طی اتفاقاتی حقیقتی و در مورد زندگیش میفهمه،هر چند این حقیقت تلخه اما سعی میکنه باهاش کنار بیاد البته اگر اطرافیان بذارن و شاید این حقیقت باعث سرنوشتی بشه که تلاطم داره ،شادی و خوشی، بیماری و ناراحتی ،طرد شدن و تنهایی و تنهایی و بازم تنهایی که از دختر گستاخ داستان دختری خودساخته و سختی کشیده میسازد که حالا تلخی و شیرینی روزگار و چشیده است…. از طرفی پسری دو رگه مغرور و خودخواه و قدرتمند و هوسباز که رها رو مجبور میکنه پارتنرش بشه اما ایا رها قبول میکند؟!!!! سرنوشتش چیست؟؟؟

سوختن قصه شمع است ولی قسمت ماست

شاید این قصه ی تنهایی ما کار خداست

آنقدر سوخته ام با همه بی تقصیری…

که جهنم نگذارد به تنم تأثیری….

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان تلاطم

[ad_1]

عنوان رمان: تلاطم
نام نویسنده: نگارحبیبی
نام کاربری: Nico
ژانر: اجتماعی

صفحات : 105

خلاصه داستان :

این رمان درباره ی دوتا برادر که دارند توی کانادا زندگی می کنند و خانواده ی تقریبا از هم پاچیده ای دارند. با همدیگه رابطه ی خوبی ندارند و این باعث میشه اشتباهات بدی رو مرتکب بشند.تم داستان عاشقانه نیست ولی قراره عشق و نفرت رو تو یه غالب دیگه ای بیان کنه.

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

 

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان توازکدامین دیار بمن رسیدی

[ad_1]

نام کتاب : توازکدامین دیار بمن رسیدی

نام نویسنده: fatemeh zare فاطمه زارع

موضوع : عاشقانه …

صفحات 100
این رمانو تقدیم میکنم به کسی که باحمایت هاش و انگیزه ای که درمن به وجود اورد،باعث شد و در این راه قدم بردارم.تقدیم به دوست عزیزم فاطمه بذرگر
خلاصه ی  داستان :

چه کسی میداند درفردایش زندگی چگونه جریان می یابد؟ دختری ازجنس لطافت
مهتاب و به گرمای خورشید!! ازکجا باید میدانست که قرار است توسط گرگهای جامعه اش
دریده شود؟ داستان درمورد دختری از یه خانواده مذهبیه که به اصرار دوستش دریه مهمونی
حضور پیدا میکنه.در اون مهمونی مورد تجاوز سه پسر قرارمیگیره و کاملا مسیر زندگیش عوض
میشه دیگه نمیتونه به اغوش گرم خانوادش برگرده وازعرش به فرش میرسه.این وسط خدا
میخواد که لذت مادربودن روشاملش کنه…ایا این بچه بدون پدر،بزرگ خواهدشد؟ چه کسی
مسئولیت ارزوهای بربادرفته دخترک هفده ساله داستان راعهده دارمیشود.درادامه رازهای
داستان اشکارخواهدشد……

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان ارغوان رویایی

[ad_1]

دانلود رمان ارغوان رویایی

نام کتاب : ارغوان رویایی
نویسنده : Pars Mehran کاربر انجمن نودهشتیا
موضوع : اجتماعی ، عاشقانه

صفحات :181

 

 

خلاصه داستان : مهندس جوانی به نام مهران که گذشته ی تلخی را سپری کرده و با بازگشت به شهر خود ، درگیر خاطراتش می شود ، تصمیم می گیرد که برای فرار از این تلخی ها دوباره از شهر و خانواده اش دور شود و به محل کارش که در شهری دیگر قرار دارد ، بازگردد. اما او در محل کار خود با یک چالش بزرگ شغلی و البته عاطفی درگیر می شود و به او اعلام می کنند که …

 

مقدمه

در تمام مدتی که کتاب های گوناگون را از نویسندگان مختلف می خواندم به این فکر می کردم که چرا در بیشتر رمان ها همواره شخصیت مثبت داستان دختری جوان و ساده است و شخصیت منفی پسری که قصد فریب دختر و سوء استفاده از احساسات او را دارد. با خودم فکر می کردم که گرچه در جامعه ی امروز این ماجرا که هسته ی اصلی داستان های نویسندگان ( به خصوص بانوان نویسنده) را تشکیل می دهد تا حد زیادی رنگ واقعیت به خود گرفته است اما هنوز هم هستند پسران و مردانی که زندگی خود را مدت ها پاک و سالم حفظ کرده اند و هیچ گاه به حریم احساسات یک دختر وارد نشده اند. هنوز هم هستند پسران و مردانی که شب و روز در فکر یاری و خدمت به هم نوعان خود هستند. هنوز هم هستند پسران و مردانی که از تمام توان خود برای شادی دیگران استفاده می کنند. منصافه ندیدم که این گروه از انسان ها را نادیده بگیرم و به عنوان یکی از پسران جامعه ام ناگزیر دست به قلم بردم تا به سهم خود کوچکترین یادی از این افراد کرده باشم. امید دارم که نوشته ی خرد بنده به عنوان نخستین تجربه ی نوشتن (البته از نوع رمان) ، برای دوستان وهمراهان گرامی جذاب باشد و پیشاپیش از هر گونه کوتاهی در آن عذر خواهی میکنم و برای تک تک شما سلامتی و شادابی را از خداوند خواستارم.
Pars mehran آبان 95

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

Categories:   انجمن, اندروید, داستان بلند, داستان کوتاه, رمان ایرانی, رمان و داستان, نوشته کاربران سایت

Comments



[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان عشق یا مسئولیت

[ad_1]

نام کتاب : عشق یا مسئولیت؟

نویسنده : فرزانه رجبی

موضوع :عاشقانه

تعداد صفحات 341

(مقدمه نویسنده رمان عشق یا مسئولیت؟!)

توی صفحه نقد یه نویسنده خوندم که یه دوستی گفته بود چرا همیشه دوتا شخصیت اصلی داستان و رمان انقدر متفاوتن؟ چرا رنگ چشمای هر دونفر باید روشن باشه؟ قدهاشون متوسط؟ وضیعت اقتصادی اونطرف خر پولی؟ زیبایی هر دو خدادادی؟ خونه های آن چنانی تو بهترین منطقه از تهران؟
خیلی قشنگ گفته بود…آره واقعا مبنای رمان های این چندسال توی مجازی همین شده…همه اینجوری
می نویسن ولی من نه…من رمانم در این زمینه متفاوته…
تو رمانم خبری از یه پسر خر پول و هیکل ورزشکاری که با باشگاه رفتن و پول دادن ساخته، نیست!
تو رمانم خبری از یه تک دختر چشم رنگی و کمر باریک و خوش قد وبالا و زیبا مثه ماه نیست!
تو رمانم خبری از یه خونه بزرگ پارتی های مختلط که تا صبح طول میکشه نیست!
تو رمانم یه پسر لبای یه دختر رو قبل از محرمیت نمی بـ ــوسه…خبر از بدحجابی و زیر پا گذاشتن تمام شئونات و اعتقادات مسلمونی که این روزا همه رمان ها دارن براش رقابت می کنن نیست…
تو رمانم نیست شب عروسی که همه سعیم رو بکنم برای بیشتر باز کردن مسائل جنسی…اولین تجربه نویسندگی منه ولی دلیل نمیشه که من رویایی و فانتزی بنویسم…
اینارو گفتم تا بدونی قراره چی بخونی…گفتم تا بعدش نیای هویت منو به لجن بکشی که چرا ال شد و
چرا بل شد؟؟تا بدونی زندگی همیشه بر وفق مراد نیست..همه اینقدر زیبا نیستن…پولدار نیستن…
تو کارخونه باباشون کار نمی کنن…عشق و عاشقی ها رویایی نیستن…
اما درس رمان من درس صبر و صبوری هستش…که با صبر میشه به بزرگترین ها رسید…
من کار اولمه…با نقداتون که سازنده باشه کمکم کنین بچه ها حتی بعد از پایان رمان من منتظرم…
منتظر جلد دوم این رمان باشین،توی همین سایت می نویسمش…اسم رمان جلد دومم “گرگ و مهتاب” هستش…
دوستدار همه شمام…(فرزانه رجبی )

 

 

 

خلاصه داستان:
“بنام آنانکه با نام «عشق» حرمت ها را نشکسته اند”
داستان از زبون یه دختر ۱۸ساله به اسم ساحل هستش…
عاشق فوتباله و زندگیه ارومی داره،
یه اتفاق؛
یه حس؛
یه مسئولیت؛
یه ایثار؛
و یا حتی یه عشق،
مسیر زندگیشو عوض می کنه…
زندگی که همراه با آرامش و در عین حال تنهایی و عشقه…
یه مسئولیت که ساحل از خودش،عشقش،و حتی زندگیش می گذره…
سالها تنها و با حسرت،زندگی که نه؛ مردگی می کنه تا سر عهدش باشه و در عین حال تو تب عشقش می سوزه…
به خاطر چی؟
یا به خاطر کی؟
به نظر شما اخرش چی میشه ؟
برای چی و کی از همه چی می گذره؟
آیا دوباره می تونه زندگیش رو بسازه و به خواسته ی دلش برسه؟

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع