دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

[ad_1]

دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

 

 دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

نام رمان : عشق اولم شکست اخرم

نویسنده : ساناز

 خلاصه ي داستان:
به گذشته بر ميگردم! تک تک لحظه ها جلوي چشمانم رژه ميروند… کاش فراموش شوند… خسته ام از اين زندگي… خسته از زندگي بدون تو! بين عشق و خانواده ام ، بايد يک کدام را انتخاب کنم! کاش ميشد جفتشان را انتخاب کنم! هم خانواده ام و هم عشقم را!
اما…
با تو ام… نمي بخشمت!
آري نميبخشمت ولي فراموشت ميکنم!
هميشه به همين سادگي از آدم هاي بي ارزش ، که روزي برايم قد دنيا ارزش داشتند ، ميگذرم… ميگذرم…
آيلار ، کسي که با فداکاري يک پسر ، دل به او بست….
اما قسمت و سرنوشت چيز ديگري براي آن دو ميخواهد!…پایان خوش

مقدمه:

دلم میگیره هر روزی که میبینم تو دلگیری … دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری … نگام رو از تو دزدیدم با این چشمای غمبارم … نمیخواستم بدونی که چقدر چشماتو دوست دارم….

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان عشق اولم شکست آخرم | ” ساناز ” کاربر انجمن نودهشتیا

این پست 58 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

[ad_1]

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

نام رمان : باران عشق

نویسنده : fati-d کاربر انجمن یک رمان

خلاصه رمان :

داستان درمورد دختری به اسم باران هست . ک یه دختره شر و شيطونه اما به وقتش لجباز و مغرور ‘باران خانم ما بعد از نتايج کنکور با دو تا دوسته صميميش تویه یه دانشگاه قبول ميشن. باران با یه پسر بنا به دلایلی برخورد میکنه نه داخل دانشگاه .اتفاقاتي تلخ و شيرين ک قراره واسه ی باران توی رمان بنویسم رو خودتون بخونيد

سخن نویسنده :

دوستان این رمانيه ک خودم دارم مينويسم لطفا تا آخر رمان بخونيد و قضاوت نکنید دوستای گل  بعضی چيزاش واقعیت هست ولی بیشتر تغییر دادم و تخیلی هم نوشتم ک خودتون ميخونيد وقتی تموم شد . امیدوارم خوشتون بیاد….

قسمت دانلود 

با پیوستن به کانال یک رمان از اخرین اخبار رمان ها مطلع شوید

https://telegram.me/yek_roman

 

 

این پست 39 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

[ad_1]

دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

نام رمان : عشق بچه بازی نیست

نویسنده : پرواس

خلاصه
ای عشق!چرا بی صدا وارد قلبم شدی؟چرا از قلبم اجازه نگرفتی؟چرا عاشق کسی شدی که…چرا کاری کردی که من بهش نرسم؟میخواستی امتحانم کنی؟بس نیست؟چقدر گریه کنم؟چقدر خواهش کنم؟ازت خواهش میکنم!تمومش کن!نمی خوام!عشق!برو از قلبم…جایی واسه ی تو نمونده!میبینی قلبم جایی نداره…قلبم شکسته…ازت خواهش میکنم برو

مقدمه
عشق اگه جوانه بزنه توی قلب آدم دیگه ریشه کن نمیشه.حتی اگه بهش نور و آب هم نرسه بازم رشد می کنه فک کنم باید اسمشو گذاشت درخت جاودان.آره درخت!درختی که شاخه هاشو وسعت می ده تا بلند بشند و سرتا سر وجود آدم رو بگیرند.در آخر حنجره ی آدمو میگیره.بغض میگیره.نه می تونه به کسی حرفی بزنه نه میتونه نزنه!آره عشق این جوریاس!عشق بچه بازی نیست

***

قسمتی از متن :

_روشن شو!! تروخدا روشن شو!!!به دانشگاه نمی رسیم روشن شو!!!
_پری بی خیال شو بیا با تاکسی بریم دیر می شه آ!
_نه الان روشن می شه در ضمن این صد بار پریا نه پری!
_بی خیال پری من زنگ می زنم به آژانس.
_نه بفرما لگن ما هم روشن شد بپر بالا.
کلا ماشین خوبیه فقط بلده سرعتی بره ولی هر صبح باید نیم ساعت قربون صدقه بهش تجویز بشه ماشین ما اا دیگه کاریش نمی شه کرد.
تا محوطه ی دانشگاه آرزو پشت سر هم حرف زد.خدا را شکر که رسیدم وگرنه گوش بنده ازش دیگه دود بلند می شد.ماشینو پارک کردمو با آرزو تا سر کلاس فقط دویدیم.از شانس خوب ما هنوز استاد نرسیده بود.

تعداد صفحات: ۱۴۷ صفحه پی دی اف؛ ۵۵۵ صفحه پرنیان

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ : رمان عشق بچه بازی نیست | پرواس کاربر انجمن نودهشتیا

 

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان عشق در نمیزنه

[ad_1]

دانلود رمان عشق در نمیزنه

دانلود رمان عشق در نمیزنه

دانلود رمان عشق در نمیزنه

نام رمان : عشق در نمیزنه

نویسنده : فاطمه زره پوش

خلاصه داستان:
داستان درمورد دختری به اسم رهاست که همیشه غرور توی زندگیش حرف اول رو میزنه و همیشه دربرابر پسرا کوه غرور بوده ودر این داستان با پسری از جنس خودش ،یعنی مغرور ومتنفر از جنس مخالف خودش برخورد میکنه این برخورد بر اثر یه تصادف به وجود میاد وباعث میشه این دوتاسر راه هم قرار بگیرن وباهم همکار بشن واز همین جاست که………..پایان خوش

مقدمه
عشق یعنی عین شین قاف یعنی علاقه شدید قلبی به یک فرد . اما این فرد برای هر کس فرق میکنه این فرد میتونه خیلی چیزهارو برای فرد عاشق بیاره اما عشق در نمیزنه بی هیچ اجازه وآروم آروم وطوری وارد قلبت میشه وتوی عمق قلبت ریشه میکنه که نمیفهمی چی شد؟ چه جوری شد ؟و وقتی به خودت میای که ……

قسمتی از داستان

ساعت هفت و ربع بود ، با صدای زنگ ویولون گوشیم که آهنگ cristalyzلیندزی استیرلینگ بود ، ازخواب بیدارشدم . همیشه عاشق این آهنگ بودما ، اصلا ازوقتی کلیپ این آهنگ رو دیدم عاشق ویولون شدم وهمین باعث شد برم ویولون یاد بگیرم ، ولی از وقتی این آهنگ رو به عنوان زنگ صبح برای دانشگاهم رو گوشیم گذاشته بودم ، دیگه داشتم از این آهنگ متنفر میشدم . بعد از این که کلی گوشیم توسر خودش زد تا بیدارم کنه ! بالاخره بلند شدم و خاموشش کردم و رفتم طرف دشوری .

دو تا چشام از زورخستگی بسته بودم ، منتها هرچند لحظه یه بار یکی ازچشام روباز میکردم محض اینکه احیانا نرم توی دیوار!!! همونجوری رفتم توی دشوری ، بادیدن قیافه خودم توی آینه وحشت کردم موهای ژولیده ، چشمای پف کرده صورت رنگ پریده که بیش ازحد به سفیدی میزد ، شبیه روح شده بودم با خودم گفتم:
_ بیچاره شوهرم سکته میکنه منو اینجوری ببینه!!
بعد دوباره همون افکار به قول حنانه هم دانشگاهیم فِمِنیستیم (یعنی ضد پسریاجنس مخالف) اومد سراغمو گفتم:
_ برو بابا گوربابای هرچی پسره اصلا حالا کی خواست شوورکنه!!
 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان عشق در نمیزنه | فاطمه زره پوش کاربر انجمن

[ad_2]

لینک منبع