دانلود رمان آدم و حوا

[ad_1]

خلاصه:
نمیدانی که لبخندت خلاصه ای از بهشت است و نگاه به بند کشیده ات، شریف ترین فرش پهن شده برای استقبال از دلم، که هوایی حوا بودن شده…
باور نمیکنی که من از ملکوت نگاه تو به عرش رسیدم
حرف های تو بارانی بود که زمین لم یزرع دلم را به بهاری سبز و شکوفایی مهمان کرد.
هرچقدر میخواهی آدم باش
فرقی نمیکند که در بهشت باشی یا رانده شده ای به زمین
من به هوایت حوا می مانم
خودت بگو حوا را چه به مجنون شدن.
چه از من باشد چه تو، محکومیم به تنها قانون بی قانون دنیا، جاذبه عشق
بیا در خلوتمان یکدیگر را زمزمه کنیم.

 

ادم و حوا

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع