معرفی رمان خارجی | محبوبترین های امسال رو خریداری کنید

[ad_1]

معرفی رمان خارجی

سلام دوستان عزیز . امیدوارم حالتون خوب باشه . امروز قصد معرفی چند رمان خارجی پر طرفدار اخیر رو داریم . اکثر رمان هایی که در این مطلب به شما معرفی میشه رمان های محبوب جهانی و تقریبا همشون جایزه های بزرگی رو کسب کردن .

رمان غرور و تعصب

رمان عرور و تعصب

نویسنده: جین آستین

ناشر: نشر نی

مترجم: رضا رضایی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴

تعداد صفحات: ۴۵۰

قیمت: ۳۲٫۰۰۰تومان

 

غرور و تعصب محبوب‌ترین رمان جین آستین و یکی از معروف‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات جهان است. قهرمان داستان یکی از جذاب‌ترین قهرمانان در کل ادبیات به حساب می‌آید. در این رمان، بازیگوشی و انضباط، جنب‌وجوش و خویشتن‌داری، ارزش‌های رمانتیک و فضیلت‌های کلاسیک و بسیاری ویژگی‌های دیگر در تقابل و تعادل قرار گرفته‌اند. نهایتاً غرور جای خود را به سجایای والاتر می‌دهد و تعصب (یا پیش‌داوری) نیز در سیر داستان رنگ می‌بازد…

قسمتی از متن رمان غرور و تعصب :
حالم را خوب می کنند #کارمندانی که #حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم تند تند #توضیح نمیدهند، صاف و پوست کنده #حالیت می کنند باید چکار کنی…
خوشم می آید از آقا و خانم #دکترهایی که موقع ورود مریض زیرچشمی به او نگاه نمی اندازند.
خوش و بش می کنند و #صمیمانه از #دردش می پرسند.
خوش خلقم می کنند راننده هایی که می ایستند و دست تکان می دهند تا تو از خیابان رد شوی.
با نشاطم می کنند آدم هایی که از شغل شان راضی اند و کارشان را مزخرف ترین #شغل هستی نمی دانند.
هیجان زده ام می کنند آدم هایی که برایت کاری می کنند، بی آنکه از آنها خواسته باشی.
حس خوبی دارم وقتی #رفیقی که کمتر همدیگر را می بینیم، راهش را دور می کند تا بیشتر با هم باشیم.
جانم در می رود برای #مادری که وقتی می رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می خواهد، #کتلت های سرخ شده را توی سس گوجه فرنگی غلت میدهد.
خوشم می آید از رفیق شفیقی که زنگ میزند و می گوید “برنامه محبوبت شروع شده” و سریع قطع می کند.
خوشم می آید از مسافرانی که در #صندلی عقب #تاکسی یه وری لم نمی دهند.
خوشم می آید از آدم های #خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می خرند، فردا صبح تن شان می کنند.
احترام میگذارم به غریبه هایی که در #آسانسور را باز نگه می دارند تا تو برسی.
خوشم می آید از آدم هایی که برای زندگی، خوب
هنرمندند.


رمان دختری در قطار

رمان دختری در قطار

نویسنده: پائولا هاوکینز

ناشر: نشر میلکان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴

مترجم: محبوبه موسوی

تعداد صفحات: ۳۲۰

قیمت: ۲۰٫۰۰۰ تومان

آلفرد هیچکاک شاید همه چیز را در مورد خطاهای ممکن در حدس و گمان هایمان در مورد آنچه از پنجره ای می بینیم گفته باشد. پائولا هاوکینز روزنامه نگار لندنی در اولین رمان پرفروش و مهیجش ، با عنوان دختری در قطار با به کارگیری محدودیت هایی که قاب پنجره ایجاد می کند، نقاطی تاریک و مبهم را خلق کرده است.

راشل قهرمان داستان هر روز با قطار مسیری را رفت و آمد می کند، از پنجره قطار به بیرون نگاه می کند و معمولا با خود یک بطری مشروب دارد. شخصیتی به هم ریخته، آشفته، افسرده است که از کار بیکار شده و هنوز در سوگ پایان زندگی مشترکش به سر می برد.

اعتیاد شدید به مصرف الکل باعث ایجاد اختلال فراموشی حوادث هنگام مستی او شده است، این مساله همزمان می شود با اتفاقات مهمی در داستان در رابطه با گم شدن زنی که بعدا جسدش بیرون از شهر پیدا می شود. وضعیت روحی روانی راشل به عنوان راوی اصلی داستان، به گونه ای است که نمی توان به آنچه روایت می کند به راحتی اعتماد کرد و این مساله به ابهام داستان بیشتر می افزاید.

او به خاطر مستی و مصرف الکل از کار اخراج شده است، با این وجود هنوز هر روز مسیر بین آشبری، شهری جدید در حومه ی لندن را به سوی ایستگاه اوستن با قطار رفت و آمد می کند و این رفت و آمد روزانه با قطار به بخش اصلی زندگی اش تبدیل شده است. البته بیشتر از خود سفر منظره ی خیابانی که در مسیر هر روزش است است که برایش اهمیت دارد.

زمانی راشل با همسرش تام در این خیابان سکونت داشتند، و حال تام با همسرش جدیدش آنا و دخترشان در آنجا زندگی می کنند. نگاه کردن به خانه ای که قبلا خودش در آن زندگی می کرده است برایش زجرآور است. راشل برای تسکین این درد به تماشا و تصور زندگی زوجی ناشناس می پردازد که چند خانه آن طرف تر از خانه ی تام هستند.

با آنچه هر روز از از دور از زندگی آن ها می بیند به تصور کردن زندگی این زوج می پردازد و برای آن ها اسم انتخاب می کند، جیسن و جس، و شغل های پر زرق و برق (پزشک همراه جهانگردان برای جیسن، و شغلی در صنعت پوشاک برای جس) و زندگی پر از عشق و فداکاری را در ذهنش برای آن ها تصور می کند.


رمان پیرزنی که تمام قوانین را زیر پا گذاشت

رمان پیرزنی که تمام قوانین را زیر پا گذاشت

نویسنده: اینگل مان سوندبرگ

ناشر: نشر آموت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵

مترجم: کیهان بهمنی

تعداد صفحات: ۴۸۰

قیمت: ۳۳٫۰۰۰ تومان

در این رمان داستان «مارتا اندرسون» پیرزن هفتاد و نه ساله‌ای روایت شده که رویای فرار از آسایشگاه و سرقت از بانک را در سر می‌پروراند. پیرزن که به هیچ وجه قصد ندارد باقی عمر خود را بر روی یک صندلی راحتی در گوشه‌ای از آسایشگاه بگذراند، تصمیم می‌گیرد به جای این کار، زندگی پرهیجانی را برای خود بسازد.

بدین ترتیب او به همراه چهار دوست قدیمی خود دست به کار می‌شود. اعضای این گروه پنج نفره که به باند بازنشسته‌ها معروف است، در ابتدا در برابر قوانین سخت‌گیرانه‌ آسایشگاه شورش می‌کنند.

اعتراض اولیه‌ گروه به ساعت خواب و غذایی است که در ظروف پلاستیکی به آن‌ها داده می‌شود. با بالا رفتن جرأت گروه، اعضای باند تصمیم می‌گیرند با نقشه‌ای دقیق ابتدا از آسایشگاه فرار کنند و در مکانی بهتر در استکهلم ساکن شوند.

قدم بعدی اعضای گروه نیز این است که وارد جرگه‌ی تبهکاران حرفه‌ای شوند. ترجمه و انتشار از نشر آموت

 

 


رمان پشت سرت را نگاه کن

رمان پشت سرت را نگاه کن

نویسنده: سی بل هاگ

ناشر: نشر آموت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵

مترجم: آرتمیس مسعودی

تعداد صفحات: ۳۹۰

قیمت: ۳۳٫۰۰۰ تومان

وقتی کلو بنسون از خواب بیدار میشود،متوجه میشود که ربوده شده و در یک دخمه زیرزمینی زندانی است اما اصلا به یاد نمی آورد که چطور به آنجا آمده است.او از آنجا میگریزد اما کسی داستانش را باور نمیکند.به همسرش مظنون و ناچار میشود برای کشف واقعیت و برای زنده ماندن،رد پای خود را دنبال میکند.اما چه کسی کلو را تعقیب میکند؟

قسمتی از متن رمان پشت سرت را نگاه کن:

هیچ وقت مادرمو کتک نزد اما وقتی کلمات می تونن مثل چاقوی جراحی،درون انسان رو بشکافن،چه نیازی به مشت زدن هست؟
وقت،چیزی است که من بعد از این زیاد خواهم داشت.وقت فکر کردن و مرور دوباره و دوباره وقایع در ذهنم،وقت برای پرسیدن این سوال که می توانستم طور دیگری عمل کنم یا نه،وقت برای کابوس دیدن در تاریکی شب.اما وقت برای التیام یافتن هم خواهم داشت و بالاخره وقت برای دوباره عاشق شدن،وقت برای دوباره بچه دار شدن،وقت برای شاد بودن.من زنده هستم و این یک اغاز است.
.
واقعا نمیدونم چی باید بگم.کتابی که از همون اول جذبم کرد.کتابی که روز اول تقریبا نیمی از کتاب و بدون وقفه خوندم می دونم حرفام داره خیلی طولانی میشه ولی کتابی بود که واقعا با ثانیه ثانیه اش زندگی کردم.هیچ وقت حس نکردم که اتفاقا ناشی از توهم داروهای کلوعه.به عنوان خواننده به همه مشکوک می شدم حتی جوردن بدبختبه راحتی می تونستم کلو رو تصور کنم که از اون پناهگاه زمینی فرار می کنه و خیلی چیزای دیگه.
خیلی خیلی ممنونم از نشر آموت برای انتخاب کتاباشون.برای این که پیش نیومده کتابی از نشرشون بخونم و خوشم نیومده باشه.
همینطور خیلی ممنون از خانوم ارتمیس مسعودی.ترجمه انقد راحت خوان بود که حس می کردم دارم داستانی که فارسی نوشته شده می خونم نه یه کتابی که ترجمه شده!!
جالبی عه این کتاب این بود که ۳نفر همزمان با من شروع کردن به خوندنش
این کتاب و به همه پیشنهاد می کنم کتابی نیست که بشه فراموشش کرد یا راحت ازش گذشت


رمان وقتی خاطرات دروغ میگویند

 

نویسنده: سی بل هاگ

ناشر: نشر آموت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵

مترجم: آرتمیس مسعودی

تعداد صفحات: ۳۹۰

قیمت: ۲۲٫۵۰۰ تومان

سی‌بل هاگ» خالق آثار متعدد و پر فروشی است که به زبان‌های بین‌المللی و زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. آثار این نویسنده، بخصوص در کشورهای انگلیس، استرالیا و آلمان با استقبال چشمگیری روبرو شده و همواره در صدر رمان‌های منتخب مخاطبان و منتقدان جای داشته است.

او هم‌چنین بارها برنده‌ی جوایز مختلف ادبی برای نویسندگی در ژانرهای مختلف داستانی شده است

قسمتی از متن رمان وقتی خاطرات دروغ میگویند:
اَنا به آشپزخانه می‌آید و جزوه‌هایش را روی میز می‌اندازد. «مامان، تو تازگی چه دروغ‌هایی گفتی؟» وسط خرد کردن فلفل روی تخته گوشت، یک دفعه وحشت‌زده می‌چرخم. قلبم به شدت می‌زند.
اون چی می‌دونه؟ مطمئنا نمی‌تونه واقعیت رو فهمیده باشه. «مامان، دستت رو بریدی!» به انگشتم اشاره می‌کند.
پایین را نگاه می‌کنم. «وای.» شیر آب سرد را باز می‌کنم و انگشتم را زیر آب می‌گیرم. بریدگی‌اش عمیق نیست. «منظورت چیه؟» آب دهانم را قورت می‌دهم و لب‌هایم را با زبانم تر می‌کنم. می‌دانم که صدایم می‌لرزد. «از چه دروغ‌هایی حرف می‌زنی؟» نفس سریعی می‌کشم و خودم را برای بدترین اتفاق ممکن آماده می‌کنم. «برای تکلیف درس دینی و اخلاق می‌خوام.» پشت میز آشپزخانه می‌نشیند، از روی دسته جزوه‌هایش، دفترچه یادداشتی برمی‌دارد و با خودکار رویش ضربه می‌زند.
آسودگی خیال، ناگهانی و عمیق مرا دربرمی‌گیرد، مانند هجوم یک‌باره هوای خنک روی پوست آدم. خدا رو شکر. حتی قادرم خنده کوچکی بکنم، البته خودم هم نمی‌دانم چه‌طور این امکان را پیدا کرده‌ام.
در حالی که سعی می‌کنم صدایم بی‌تفاوت به نظر برسد، می‌گویم: «خب، همه ما دروغ می‌گیم. مگه نه؟» همان طور که لبش را می‌جود، لحظه‌ای به سوالم فکر می‌کند. «حتی آدم‌های مذهبی؟» «سی‌بل هاگ» خالق آثار متعدد و پر فروشی است که به زبان‌های بین‌المللی و زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. آثار این نویسنده، بخصوص در کشورهای انگلیس، استرالیا و آلمان با استقبال چشمگیری روبرو شده و همیشه در صدر رمان‌های منتخب مخاطبان و منتقدان جای داشته است. او هم‌چنین بارها برنده‌ی جوایز مختلف ادبی برای نویسندگی در ژانرهای مختلف داستانی شده است. «آرتمیس مسعودی» متولد ۱۳۵۳ تهران، دانش آموخته‌ی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی است که تا کنون ترجمه کتاب‌های «پروژه شادی»، «جنوب دریاچه سوپریور»، «اولین تماس تلفنی از بهشت»، «آیا شما هم به استرس اعتیاد دارید؟»، «شادی را به فرزند خود هدیه کنید»و «پشت سرت را نگاه کن» نیز از این مترجم در نشر آموت منتشر شده است.


دانلود رمان خارجی

معرفی رمان خارجی

بهترین رمان خارجی

پر فروش ترین رمان خارجی

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان پاییزان

[ad_1]

نام کتاب : پاییزان

نویسنده : مینا محمدپور

موضوع :عاشقانه

صفحات :202

خلاصه :

رها دانشجوی سال آخر طراحی صنعنتیه سال هاست عاشق نیماست ،به نیما میگه دوسش داره اما نیما بنا به دلایلی که بعدا مشخص میشه با  ساناز ازدواج میکنه رها دچار افسرگی میشه و برای فرار از افسردگی تو شرکت امیر علی راد که یه مرد جوونی هست مشغول به کار میشه و علاقه ای بین امیر علی و رها ایجاد میشه ولی اتفاقی پیش میاد که مسیر تمام اتفاقات رو عوض میکنه که اون …..

 

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان در تلاطم سرنوشت

[ad_1]

نام کتاب :در تلاطم سرنوشت

نویسنده : رها ازاد

موضوع :احتماعی،عاشقانه

صفحات : 298

خلاصه :
این سرنوشت با بقیه ی سرنوشت ها متفاوته ..این سرنوشت بالا و پایینی های بسیار داره شادی و غم های بسیار مثل خیلی از سرنوشت های دیگه…
عسل دختری از حنس شیشه شکننده و ظریف اما طماع که به خق خودش تو زندگیش راضی نیست و سعی میکنه هر طور که هست با استفاده از هرکس و هر چیز خودش و به موقعیتی و برسونه این در خالی است که سام سرراهش قرارمیگیره و سرنوشت جدیدی و براش رقم میزنه….

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان توازکدامین دیار بمن رسیدی

[ad_1]

نام کتاب : توازکدامین دیار بمن رسیدی

نام نویسنده: fatemeh zare فاطمه زارع

موضوع : عاشقانه …

صفحات 100
این رمانو تقدیم میکنم به کسی که باحمایت هاش و انگیزه ای که درمن به وجود اورد،باعث شد و در این راه قدم بردارم.تقدیم به دوست عزیزم فاطمه بذرگر
خلاصه ی  داستان :

چه کسی میداند درفردایش زندگی چگونه جریان می یابد؟ دختری ازجنس لطافت
مهتاب و به گرمای خورشید!! ازکجا باید میدانست که قرار است توسط گرگهای جامعه اش
دریده شود؟ داستان درمورد دختری از یه خانواده مذهبیه که به اصرار دوستش دریه مهمونی
حضور پیدا میکنه.در اون مهمونی مورد تجاوز سه پسر قرارمیگیره و کاملا مسیر زندگیش عوض
میشه دیگه نمیتونه به اغوش گرم خانوادش برگرده وازعرش به فرش میرسه.این وسط خدا
میخواد که لذت مادربودن روشاملش کنه…ایا این بچه بدون پدر،بزرگ خواهدشد؟ چه کسی
مسئولیت ارزوهای بربادرفته دخترک هفده ساله داستان راعهده دارمیشود.درادامه رازهای
داستان اشکارخواهدشد……

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان نامه ای از طرف زندگی

[ad_1]

نام کتاب : نامه ای از طرف زندگی
نویسنده : سحر جهانگیری – saharjahangiri کاربرانجمن نودهشتیا
موضوع : عاشقانه ، درام

تعداد صفحات 216

 

 

خلاصه داستان : این کتاب داستان دختری رو به تصویر می کشد که به خاطر مسایل مختلف کاری و احساسی و همینطور مرگ برادر بزرگ ترش، مجبور به خارج شدن از ایران می شود. بعد از پنج سال تحمل و سختی کشیدن، سوگند تهرانی، شخصیت اصلی رمان تصمیم به بازگشت می کند اما تا وقت رسیدن به ایران کسی رو خبر دار نمی کند. به محض ورود به ایران و سنجیدن اوضاع برای اجرا کردن فکر های درسرش مجبور به خبر دار کردن چند تا از دوست هایش می شود. با خبر دار کردن دوست هایش، نقشه های که در طول این پنج سال برای نابودی امیر راد، عشق زندگیش و قاتل برادرش کشیده بود به تاخیر می افتد و در طی انتقام گرفتن از امیر راد، با پسرعموی امیر آشنا می شود و ناخواسته پا در بازی هفت گانه ای می گذارد که راز های مختلف چند خانواده را بر ملا می کند و در طی هر بازی یک نفر زندگی اش را از دست می دهد. در آخر سوگند  نابود تر از گذشته در دام می افتد و خودش آخرین مهره ی بازی هفتم است که هم کیش و هم مات می شود.

 

 

مقدمه:
عشق سه حرف است. سه حرف عادی در الفبا، اما امان از آن وقتی که یک نفر را گرفتار خود می کند و خیلی حرف می شود. اولش شیرین و رویایی است، ولی امان از آن وقتی که از دست می دهی آن کسی را که دیووانه وار می پرستی. این دوست داشتن ها مانند بستن دکمه های پیراهن، تا به آخر نرسی نخواهی فهمید که اشتباه بوده اند . بعضی وقت ها باید بعضی حرف ها را خورد، مانند دوست دارم یا عاشقت هستم چون اشتباهی هستند و زندگی ات را از این رو به آن رو می کنند. ای کاش هیچ کس گرفتار عشق این سبکی نشود. ای کاش خدا در سرشت آدم های به اصطلاح خاکی اش می نوشت که تا وقتی یک انسان دوستتان دارد، به او مسول هستید و آدم ها هم این را یک قانون می دانستند و هیچ وقت این قانون را زیر پا نمی گذاشتند. آخر می دانی انسان هم آرزوست چون هر انسانی می تواند آدم باشد اما هر آدمی نمی تواند انسان باشد. خدایا کاش آدم هایت مانند حرف هایشان قشنگ بودند. انگار هر کدام نقابی از انسانیت دارند و در زیر نقاب چیزی جز سیاهی بی انتها نیست. انگار در خط تولید آدم هایت یک نقص فنی وجود دارد… هیچ کدام بویی از قلب و انسانیت نبرده اند.

من هرگز نخواستم از عشق افسانه بیافرینم. باور کن! من فقط می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم ، ساده و کودنانه. من از دوست داشتن فقط لحظه ها را می خواستم. آن لحظه ای که تو را به نام می نامیدم و چه لذتی بالا تر از این لذت کوچک. ولی می دانی؟ هیچ وقت من و تو با هم و در کنار هم نخوایم بود و نخواهیم آمد. نه این که من نخواهم و نه این که تو نخواهی، انگار سرنوشت نمی خواهد.

گاهی سخت می شود. دوستش داری و تو از سهم بودنش، تصویری است رویایی در سرزمین خیالت. دوستش داری و سهم تو از این همه، تنهایی ای آرام و نفس گیر است. بعضی آدم ها را نمی توان داشت. تنها می شود جور خاصی دوستشان داشت. من هم او را هم به سادگی دوست داشتم و بهای دوست داشتنم، از دست دادنش بود. از دست دادم نه برای این که دوستم نداشت، نه! فهمید من خیلی دوستش دارم.

در زندگی هر آدمی، از یک روز، از یک جا، از یک نفر ، دیگر هیچ چیز مانند قبل نیست و نخواهد شد و چه تکلیف سختی است این بلاتکلیفی. چه ممکن چه محال چه سخت و چه آسان او دیگر نیست و نخواهد بود و فقط خاطراتی می مانند تلخ و نفس گیر…

همیشه در این میان خاطره ای است که نفس آدم را برای لحظه ای تنگ می کند و انسان را وادار به دل تنگی. وادار به لبخند زدن زورکی اما دوباره لبخند زدن هم دل می خواهد که من دیگر ندارم. خاطراتی که مانند یک تیغ کند می مانند که روی بدنت می کشی. نمی برند اما زخمی می کنند. خاطرات زیاد تر از چیزی که باید بین ما باشند، هستند. آخر می دانی، ما دو غریبه ایم با خاطرات مشترک.

یک روز من و تو، یک روز این دو غریبه، دور از هم دیگر، در آغوش دیگری به یاد یک دیگر گریه خواهند کرد و یک روز تو افسوس خواهی خورد! روزی که در آغوش دیگری با فکر کردن به من، آرام می شوی و آن روز من دلم برای تو که نه ، برای روز های با هم بودنمان تنگ شده است. کاش بودی تا حداقل چیزی برای از دست دادن، داشتم.

راه می روم و شهر زیر پایم تمام می شود و تو هیچ کجا نیستی. دنبالت می گردم آخر من و تو یک عکس دو نفره به این دنیا بدهکاریم و چه بازی قشنگیست دنبال تو گشتن وقتی در هیچ نا کجا آبادی نخواهم تو را یافت و این است نامه ای از طرف زندگی. نامه ای شیرین برای خاطراتمان و نامه ای تلخ برای جدا شدنمان.

من دیگر برای تو از این نامه سخن خواهم گفت. از این نامه نا تمام و نا عادلانه. نامه ای که زندگی علاقه خاصی به ناعادلانه نوشتنش دارد. آخر می دانی وقتی زندگی قید من را زد، برای من قید احساساتم را زدن چیزی نیست.

 

من دیگر برای تو از نهایت سخن خواهم گفت که چه سوگوارانه است تمام پایان ها..

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان رویا های ممنوع

[ad_1]

رمان  : رویا های ممنوع

نویسنده :  سپیده تقی زاده

ژانر:عاشقانه,طنز,تلخ ,اجتماعی,ماجرایی

تعداد صفحات 307

خلاصه داستان:

روال عادی و زندگی آروم و بی تلاطم روشا ، دقیقا زمانی بهم میخوره که متوجه میشه رویاها و آرزوهاش، عنوان “ممنوع” رو دارن… شهرت!!!
ولی این ممنوعیت تنها به حرارت اشتیاقش برای وصال به خواسته هاش دامن میزنه.. عطش شهرتی که پاشو به دنیایی باز میکنه که به اون تعلق نداره و شرح زندگی هایی که به دنبال زندگی اون ناخواسته وارد این منطقه ی ممنوعه میشن…
روشا که سودای شهرت و کره در سر داره با وجود مخالفت اطرافیان به هر دری میزنه تا رویاهای ممنوعشو به واقعیت نزدیک کنه … سر سخت ترین مخالفاش پدر و مادرشن…
فرهود پسر احدی، رئیس کمپانی اینترتیمنت AT در کره هست که نیمی از سال ایرانه و نیمی دیگه کره زندگی میکنه… همین دلیلی میشه که روشا برای رسیدن به هدفش از فرهود استفاده کنه ولی دقیقا از اونجاس که زندگی نقاب از چهره برمیداره و ماجراها شروع میشه…
ماجرای قلبهای گره خورده و تمنای دست های از هم دور افتاده..‌. اتفاقاتی که مسیر زندگی خیلی هارو تغییر میده … حسرت برای از سر گرفتن زندگی و خاطراتی که زیر چرخهای ارابه ی زمان جان دادن….همه و همه رو در “رویاهای ممنوع”

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان دلواپسی

[ad_1]

نام کتاب : دلواپسی

نویسنده : بهاره شیرازی

موضوع : عاشقانه

صفحات 185

 

خلاصه داستان
دلواپسی داستان واقعی دختر بچه ایست که به سرپرستی پذیرفته میشود اما متاسفانه از طرف اهل خانواده مورد بی مهری وتجاوز قرارمیگیرد داستان دلواپسی حال وهوای جنگ تحمیلی را دارد که دران زجرها ونگرانی های دختری رانشان میدهد که چگونه با مشگلات دست وپنجه نرم میکندوبزرگ میشود دراخر او باحمایت ناهید دختر خانواده وعشق رزمنده ای که به مرور زمان عاشق وحامیش میشود عاقبت خوشی پیدا میکند

 

سخنان نویسنده

تجربه کرده ام بر اینکه اگر بخواهم از آزار دیگران مصون بمانم، گوش را کر و روحم را آنقدر ارتقا بدهم که خدنگ و شماتت اطرافیان بر جانم آسیب نرساند، جز حقیقت حرفی نزنم و تابع زور هیچ کس نباشم، حال بگویند رابعه باید زیر دست باشد و جز فرمان بردن حق دیگری ندارد.

اگر احساسات از ملزومات زندگی انسان است من آن را دور انداخته و چون سنگ زندگی خواهم کرد. هر کس در این دنیا با افکار خود دل خوش است و اعمال و رفتار دیگران را با عقل و منطق خود می سنجد، خواهی نخواهی مردم هرآنچه را که خود دوست دارند می بینند و می‌گویند، کسی به دیوانگی و دیگری به دانا بودنت حکم می‌دهد، باید به آنها گفت هرگاه کفش های مرا پوشیدید و راه رفته‌ی مرا پیمودید آنگاه با جسارت لب باز کرده و سخن بگویید.

حیف که کسی حاضر به پرسیدن حال و احوالت نیست ، کسی نمی پرسد دردت چیست؟ چون همگی از راستی فراری و دوستدار دروغ‌های بزک شده امروزی هستند و کسی طالب دانستن حقیقت زلال و ناب نیست.

خواننده عزیز من رابعه هستم ، دلم می خواهد تو مرا بخوانی و حقیقت زندگی ام را بدانی، آنگاه با آسودگی خیال دانسته به قضاوتم بنشینی!

 

 

 

 

 

کپی برداری از مطالب نودهشتیا بدون درج نام و لینک نودهشتیا ( 98ia.co ) غیرمجاز بوده و پیگرد قانونی دارد

[ad_2]

لینک منبع