دانلود رمان با من قدم بزن

[ad_1]

دانلود رمان با من قدم بزن

 

 دانلود رمان با من قدم بزن

دانلود رمان با من قدم بزن

دوستان عزیز با عضویت در انجمن از ما و نویسندگان حمایت کنید

نام رمان : با من قدم بزن

نویسنده : niloo j0on

خلاصه:

داستان یه دختر شر به نام شادیه که بخاطر مسئله ای مجبور میشه یه چند ماهی خونه یکی از دوستای پدرش بمونه. توی این چند ماه اتفاقایی براش میوفته که…

قسمتی از  داستان:

خیلی چیزا دست ما نیست : مثل مرگ ، زندگی ، عشق و خیلی چیزای دیگه … و ما خیلی وقتا تسلیم همین اتفاقا میشیم حتی اگه خودمون نخوایم … یه جورایی زوریه . به قول خودمون آش کشکه خالته بخوری پاته نخوری بازم پاته ………….

من یه دختر ۲۰ ساله هستم که خیلی شره !البته بنظر من دختری که شرو شیطون نباشه دختر نیست !ماسته موسیر!

همه بهم میگن زبونت درازه ولی خداییش طول زبون من به ۱۰ سانتم نمیرسه! شاید اونا تو ریاضی مشکل دارن !چه میدونم!

بگذریم داشتم میگفتم ۲۰ سالمه و دارم میرم دانشگاه رشتمم بازرگانیه ! اسمم شادیه که بچه ها میگن واقعا

اسمم به خودم میاد!

از زندگیم راضیم چون تکم منظورم اینه که نه ابجی دارم نه دادش … خودممو خودم ! زندگی مال منه! به قول بابام

یکی یدونه خلو دیوونه!!!

_ شادی؟! … شادی خانوم؟؟!

 

  قسمت دانلود                                                

 

منبع تایپ رمان: رمان با من قدم بزن ! | niloo j0on کاربر انجمن نودهشتیا

 

 

 

این پست 2 ساعت پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان هیما

[ad_1]

دانلود رمان هیما

 

 دانلود رمان هیما

دانلود رمان هیما

دوستان عزیز با عضویت در انجمن از ما و نویسندگان حمایت کنید

نام رمان : هیما

نویسنده :  noghre* 

خلاصه:
هیما بختیاری!نوه خان بابا ! خان یکی از روستا های شمال کشور! دختر شاد و سرزنده ایی که باعث شادی همه میشه امام دلی پر غم و حسرت داره.
دختری که یه جورایی زندگی دخترای خون بس رو سامان میده و لی خودش زندگیش از همه نا به سامان تره.هیمای قصه ما کلا کارش با خون بسه.


این بار برای برادرش خون بس گرفته میشه و این دختر خانوم سعی میکنه کاری کنه که عروس خون بس توی دل برادرش جا باز کنه.
از یه طرف دزدیده شدنش توسط یه نفر که حتی فکرشم نمیکنه باعث میشه یه صفحه از زندگیش ورق بخوره.حالا چی میشه نمیدونم!اما زیاد با آرامش نیست این دزدیده شدن.برای هیمای قصه من خیلی سخته.شکنجه شدن براش غیر قابل تحمله!این دزدیده شدن.یه استاراته که هیما از همه دور بشه و بره شیراز و توی شیراز هم بخاطر باهوش بودنش وارد یه باند خلافکار میشه.
-ژانر: دزد و پلیسی، غمگین، هیجانی، کمی هم کل کلی..پایان خوش

 

 

قسمت دانلود                                                  

 

 

منبع تایپ: رمان هیما | *noghre کاربر انجمن نودهشتیا

 

 

این پست 2 ساعت پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان دلیار

[ad_1]

دانلود رمان دلیار

دانلود رمان دلیار

دلیار دختری که پدرش را از دست داده مدتی پیش عموش که پسری را به فرزندی قبول کرده زندگی می کنه پسری زورگو وشکاک ..حالا بین این دو نفر اتفاقاتی میوفته که باعث….پایان خوب

مقدمه:
* باز من مانده ام و تنهایی ؛
دست بر زانوی غم ؛ سر به دو دست ..
سردی قطره ی لرزانی بر گوشه ی چشم
و نگاهم حیران ..
و
مهربانی جاده ای است
که هر چه پیش تر روند ؛ خطر ناک تر می گردد ..
نمی توان باز گشت
اما لحظه ای باید درنگ کرد
و شاید چند گامی به بیراهه رفت
مدتی است بر جاده ی هموار می رانیم..
حرف های نزدیک دارند فرا می رسند..
خطرناک است !!!

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان حسادت یا رقابت اندروید،pdf،ایفون

[ad_1]

دانلود رمان حسادت یا رقابت اندروید،pdf،ایفون


? دانلود رمان: حسادت یا رقابت
? نوشته: یگانه نویسنده انجمن رمان های عاشقانه
? ژانر: #اجتماعی#عاشقانه
? تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۱۶۰

?خلاصه :
در این دنیایی که پر از زشتی ها و زیبایی هاست تقدیر من و تو چیست آیا با چیزی که پیش رو است میتوان کنار آییم یا که هرکاری میکنیم تا به چیزی که میخواهیم برسیم حال بهایش هر چه که میخواهد باشد به راستی در چنین شرایطی کدام را انتخاب خواهیم کرد حسادت یا رقابت ؟؟؟

❌❌ این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد ❌❌

دانلود رمان حسادت یا رقابت اندروید،pdf،ایفون

[دانلود با لینک مستقیم]

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۶۰

نویسنده : یگانه کاربر رمانهای عاشقانه

تعداد بازدید 3

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان مرد یخی

[ad_1]

دانلود رمان مرد یخی

 

 دانلود رمان مرد یخی

دانلود رمان مرد یخی

تنها راه کمک شما دوستان به سایت یک رمان عضویت در انجمن آن هست حالا با خود شما کمک کنید به پایداری یا فقط مطالعه کنید

نام رمان : مرد یخی

نویسنده :*فاطمه خانوم*

خلاصه:
این داستان یه اثر متفاوته
یه مرد خشن که دنیاش خلاصه شده تو سیگار روی لب ، لباس های مارک دار و سفرهای اروپایی  یه دختر از جنس احساس، اسیر بازی روزگار شده و سهمش از زندگی یه صندلی سرد به اسم ویلچره! یه روزی، یه جایی سرنوشت این دو نفر رو مقابل هم قرار میده زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز…پایان خوش

قسمتی از داستان

وارد اتاق شد، با کفش های چرم قهوه ایش رو پارکت سفید راه می رفت و ابهت مردانه اش رو به رخ می کشید
نور از فضای شیشه ای نفوذ کرده و باعث شده بود چشم های عسلیش بدرخشه …کت و شلوار سفید با مارک canali اندام درشتش رو قاب گرفته بود
سیگار برگش رو با ژست خاصی برد سمت لبش …
با دیدن عکس روی دیوار، ابروهای مشکی خوش فرمش تو هم کشیده شدند
دوباره آتش خشمش شعله ور شد!.. کدوم احمقی بدون اجازه، وارد اتاق اون شده و این قاب عکس نفرت انگیز رو به دیوار زده !؟
صدای بم و مردونه اش چهار ستون خونه رو لرزوند…
-زری زود بیا اینجا!
زن بیچاره با شنیدن فریاد بلند آقا سریع سمت اتاق حرکت کرد ، تو دلش اسم خدا رو صدا می زد… وقتی آقا خشمگین می شد هیچ کس جلودارش نبود !
هیکل تپلش رو از در رد کرد ،نفس عمیقی کشید تا از استرسش کم شه
-بله آقا امری با من داشتید ؟

 

 قسمت دانلود                           

منبع تایپ رمان »رمان مرد یخی | *فاطمه خانوم* کاربر انجمن 

 

 

این پست 40 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان ظرفیت تکمیل

[ad_1]

دانلود رمان ظرفیت تکمیل

 

دانلود رمان ظرفیت تکمیل

دانلود رمان ظرفیت تکمیل

تنها راه کمک شما دوستان به سایت یک رمان عضویت در انجمن آن هست حالا با خود شما کمک کنید به پایداری یا فقط مطالعه کنید

نام رمان : ظرفیت تکمیل

نویسنده : سحرناز لهرامی

خلاصه رمان :
نیاز دختری شاد و پر هدف بعضی جاها مغرور ه و بعضی جاها خجالتی و گستاخ . سختی و تلخی مثل منو تو توی زندگیش داشته اما مال نیاز یه خورده بگی نگی از حد ظرفیتش بیشتر میشه روزگار باهاش جوری کنار میاد که حتی لحظه ای تو باورهاش نمیگنجه … نیاز دوست داره پیشرفت کنه اما چجوری ؟ شخصی وارد زندگیش میشه که ناخواسته راه پیشرفت نیاز رو سخت و تقریبا غیر ممکن میکنه ….


آیا نیاز میتونه در برابر این همه چوبی که لای چرخش میره موفق به مقصدش برسه ؟ میتونیم همراهش باشیم تا ببینیم نیاز ظرفیتش تو این همه سختی تا کجاست ….پایان خوش

 

قسمت دانلود                                                                                                         

منبع تایپ:  رمان ظرفیت تکمیل/verliefd/کاربر انجمن نودهشتیا

 

این پست 56 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان پاییز بلند

[ad_1]

دانلود رمان پاییز بلند

 

دانلود رمان پاییز بلند

دانلود رمان پاییز بلند

نام رمان : پاییز بلند

نویسنده : ILoveTaylor

خلاصه کتاب:
رمان در مورد دو خان است که دو ده رو جداگانه اداره میکنند ، و داستان بیشتر دور محور برادر زن یکی از خان ها رقم میخوره که عاشق برترین و زیباترین دختر ده ( ستاره ) میشه ، همه ی پسر های ده برای بدست آوردن ستاره به رقابت می پردازند ، اما از وقتی که برادر زن خان ( فرخ ) پا پیش میزاره بخاطر ارباب بودنش تمام پسرها عقب میکشند و آه حسرت رو بر دل آنها جا میگذاره…

ولی همیشه میگویند دست بالا دست بسیار است… آمدن پسر جوان و جذاب به عنوان معلم ده که در اصل تک پسر دکتر ده بود ، تهدیدی میشه برای فرخ که خود رو صاحب اختیار ستاره می دونست این عشق آتشین با چاشنی زور و خودخواهی ، اتفاقات زیادی رو تو این ده رقم میزنه که خواندن اون خالی از لطف نیست…پایان خوش

 

قسمت دانلود

 

 منبع تایپ:  رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر انجمن نودهشتیا

 

 

این پست 42 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان احساس من معلول نیست

[ad_1]

دانلود رمان احساس من معلول نیست

 

دانلود رمان احساس من معلول نیست

دانلود رمان احساس من معلول نیست

نام رمان : احساس من معلول نیست

نویسنده : سمیه .ف.ح

خلاصه :

هنگامه دختری متفاوته . البته متفاوت نه از نظر خودش. از دید شمایی که اونو متفاوت می بیند. البته بعضی وقتها همینم غنیمته . چون خیلی ها ممکنه اصلاً نبیننش. چون اون معلوله . یه معلول جسمی . معلولی با هوش و قابلیتهایی خیلی بیشتر از تو ! خیلی بیشتر از من ! باز تا اینجا مشکلی نیست . مشکل وقتی به وجود می یاد که این آدم ، عاشق یه فرد سالم از نظر جسمی میشه . اون معلوله ولی احساسش معلول نیست . اون به اندازه ی من و تو یا حتی شاید خیلی بیشتر از ما ها ، عشق رو می فهمه ….پایان خوش

این داستان نصف واقعیت و نصف تخلیه. نصف واقعیش تند و تلخ و نصف تخیلیش ، هم برگرفته از ذهن زنده ی نویسنده . ذهنی که دوست داره کلی رو آدما تاثیر بذاره و چشماشون رو بشوره .

 

 

قسمت دانلود

منبع تایپ: رمان احساس من معلول نیست | سمیه.ف.ح کاربر انجمن نودهشتیا

این پست 42 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

[ad_1]

دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

 

 دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

دانلود رمان عشق اولم شکست آخرم

نام رمان : عشق اولم شکست اخرم

نویسنده : ساناز

 خلاصه ي داستان:
به گذشته بر ميگردم! تک تک لحظه ها جلوي چشمانم رژه ميروند… کاش فراموش شوند… خسته ام از اين زندگي… خسته از زندگي بدون تو! بين عشق و خانواده ام ، بايد يک کدام را انتخاب کنم! کاش ميشد جفتشان را انتخاب کنم! هم خانواده ام و هم عشقم را!
اما…
با تو ام… نمي بخشمت!
آري نميبخشمت ولي فراموشت ميکنم!
هميشه به همين سادگي از آدم هاي بي ارزش ، که روزي برايم قد دنيا ارزش داشتند ، ميگذرم… ميگذرم…
آيلار ، کسي که با فداکاري يک پسر ، دل به او بست….
اما قسمت و سرنوشت چيز ديگري براي آن دو ميخواهد!…پایان خوش

مقدمه:

دلم میگیره هر روزی که میبینم تو دلگیری … دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری … نگام رو از تو دزدیدم با این چشمای غمبارم … نمیخواستم بدونی که چقدر چشماتو دوست دارم….

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان عشق اولم شکست آخرم | ” ساناز ” کاربر انجمن نودهشتیا

این پست 58 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان غم نبودنت

[ad_1]

دانلود رمان غم نبودنت

 

 دانلود رمان غم نبودنت

دانلود رمان غم نبودنت

نام رمان : غم نبودت

نویسنده : سحربانو۶۹

نویسنده رمانهای  دانلود رمان جانان …. دانلود رمان گلشیفته…دانلود رمان پرستش

ژانر_عاشقانه..اجتماعی..
خلاصه:

غزل دختری بسیار مهربون و احساساتیه که عشق امیر علی و تو دلش داره..هردوشون به هم علاقه دارن و این محبت نه به زبون بلکه با دل و نگاهشونه..یک روز قبل از اینکه امیر علی و غزل به هم از علاقشون بگن توکا از غزل می خواد که…قشنگه..پایان خوش

بعداز من اگر روزی بغض گلویت را فشرد
پای احساست اگر بر سنگ خورد
یا اگر یک روز دستان تو هم
گرمی دست کسی را در میان خود ندید
و ندر ان هنگام تلخ که فضای سینه ات جز اه اتشناک چیزی را نمیداد گذر
یادی از این عاشق افسرده کن
بعد از من روزی اگر زین کوچه ها مرد تنهایی گذشت..
در نگاه او اگر برق نیاز بود و پایش پینه بود..
یادی از این خسته دلمرده کن..
روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ
یا اگر گل پژمرده ای دیدی به خاک..بلبل افسرده ای دیدی به شاخ
یادی از این شاعر پژمرده کن
گر شبی تنها شدی در خلوتی
یافتی از بهر گریه مهلتی
لیک اشکی گونه ات را تر نکرد
درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد
روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی
یادی از من کن که دیگر نیستم

 

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان غم نبودت | سحربانو۶۹ کاربر انجمن  http://www.forum.98ia.com/t1201304.html

این پست 43 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع