دانلود رمان هیما

[ad_1]

دانلود رمان هیما

 

 دانلود رمان هیما

دانلود رمان هیما

دوستان عزیز با عضویت در انجمن از ما و نویسندگان حمایت کنید

نام رمان : هیما

نویسنده :  noghre* 

خلاصه:
هیما بختیاری!نوه خان بابا ! خان یکی از روستا های شمال کشور! دختر شاد و سرزنده ایی که باعث شادی همه میشه امام دلی پر غم و حسرت داره.
دختری که یه جورایی زندگی دخترای خون بس رو سامان میده و لی خودش زندگیش از همه نا به سامان تره.هیمای قصه ما کلا کارش با خون بسه.


این بار برای برادرش خون بس گرفته میشه و این دختر خانوم سعی میکنه کاری کنه که عروس خون بس توی دل برادرش جا باز کنه.
از یه طرف دزدیده شدنش توسط یه نفر که حتی فکرشم نمیکنه باعث میشه یه صفحه از زندگیش ورق بخوره.حالا چی میشه نمیدونم!اما زیاد با آرامش نیست این دزدیده شدن.برای هیمای قصه من خیلی سخته.شکنجه شدن براش غیر قابل تحمله!این دزدیده شدن.یه استاراته که هیما از همه دور بشه و بره شیراز و توی شیراز هم بخاطر باهوش بودنش وارد یه باند خلافکار میشه.
-ژانر: دزد و پلیسی، غمگین، هیجانی، کمی هم کل کلی..پایان خوش

 

 

قسمت دانلود                                                  

 

 

منبع تایپ: رمان هیما | *noghre کاربر انجمن نودهشتیا

 

 

این پست 2 ساعت پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان دلیار

[ad_1]

دانلود رمان دلیار

دانلود رمان دلیار

دلیار دختری که پدرش را از دست داده مدتی پیش عموش که پسری را به فرزندی قبول کرده زندگی می کنه پسری زورگو وشکاک ..حالا بین این دو نفر اتفاقاتی میوفته که باعث….پایان خوب

مقدمه:
* باز من مانده ام و تنهایی ؛
دست بر زانوی غم ؛ سر به دو دست ..
سردی قطره ی لرزانی بر گوشه ی چشم
و نگاهم حیران ..
و
مهربانی جاده ای است
که هر چه پیش تر روند ؛ خطر ناک تر می گردد ..
نمی توان باز گشت
اما لحظه ای باید درنگ کرد
و شاید چند گامی به بیراهه رفت
مدتی است بر جاده ی هموار می رانیم..
حرف های نزدیک دارند فرا می رسند..
خطرناک است !!!

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان غم نبودنت

[ad_1]

دانلود رمان غم نبودنت

 

 دانلود رمان غم نبودنت

دانلود رمان غم نبودنت

نام رمان : غم نبودت

نویسنده : سحربانو۶۹

نویسنده رمانهای  دانلود رمان جانان …. دانلود رمان گلشیفته…دانلود رمان پرستش

ژانر_عاشقانه..اجتماعی..
خلاصه:

غزل دختری بسیار مهربون و احساساتیه که عشق امیر علی و تو دلش داره..هردوشون به هم علاقه دارن و این محبت نه به زبون بلکه با دل و نگاهشونه..یک روز قبل از اینکه امیر علی و غزل به هم از علاقشون بگن توکا از غزل می خواد که…قشنگه..پایان خوش

بعداز من اگر روزی بغض گلویت را فشرد
پای احساست اگر بر سنگ خورد
یا اگر یک روز دستان تو هم
گرمی دست کسی را در میان خود ندید
و ندر ان هنگام تلخ که فضای سینه ات جز اه اتشناک چیزی را نمیداد گذر
یادی از این عاشق افسرده کن
بعد از من روزی اگر زین کوچه ها مرد تنهایی گذشت..
در نگاه او اگر برق نیاز بود و پایش پینه بود..
یادی از این خسته دلمرده کن..
روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ
یا اگر گل پژمرده ای دیدی به خاک..بلبل افسرده ای دیدی به شاخ
یادی از این شاعر پژمرده کن
گر شبی تنها شدی در خلوتی
یافتی از بهر گریه مهلتی
لیک اشکی گونه ات را تر نکرد
درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد
روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی
یادی از من کن که دیگر نیستم

 

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان غم نبودت | سحربانو۶۹ کاربر انجمن  http://www.forum.98ia.com/t1201304.html

این پست 43 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان عشقم رو نادیده نگیر

[ad_1]

دانلود رمان عشقم رو نادیده نگیر

 

 دانلود رمان عشقم رو نادیده نگیر

دانلود رمان عشقم رو نادیده نگیر

نام رمان : عشقم رو نادیده نگیر

نویسنده : a girl good  S.EM
موضوع:عاشقانه
اول شخص از زبان دختر
پايان خوبي داره
ژانر:عاشقانه-رمانتيک

خلاصه:
دختري بيست ساله…دختري از جنس احساس….دختري عاشق…عشقي يک طرفه…عشقي که با بيرحمي پس زده شده!!!اما…
زندگي فراز و نشيب هايي دارد…فراز و نشيب هايي که به يک اتفاق سرانجام مي يابد…اتفاقي که زندگي اش را تغيير ميدهد…اتفاقي شيرين………يک ازدواج……

مقدمــــــه:
عــشقم را نادیــده نگیــر…
عشــقی که در چشــمان عســلی خلاصــه می شـود…
عشــقی که جــوانه ای کودکـانه دارد…
عشقی که آغوش سردت گرمش میکــند…
عشــقم را نادیـده نگیــر…
در ایــن سرزمـین سرد بی روح کـه تشـنه ی وجودت گمنامت اسـت…
عشــقی که با رابطه ی شیــرین, شروع یک زندگی تلخ, امـا باز هم شیرین را به دنبـال داشت…
عشــقی که باعث خورد شدن غـــرور دخــترک داستان شد!…
عشق ســردی که کم کم تبدیل به گرمایــی آتشــین می شــود…
عشقی که گل های زیبای بهاری از آن سرمست و شاداب اند…

پـــس…

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ:  رمان عشقم رو ناديده نگير | mina-flame girl

این پست 42 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

[ad_1]

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

نام رمان : باران عشق

نویسنده : fati-d کاربر انجمن یک رمان

خلاصه رمان :

داستان درمورد دختری به اسم باران هست . ک یه دختره شر و شيطونه اما به وقتش لجباز و مغرور ‘باران خانم ما بعد از نتايج کنکور با دو تا دوسته صميميش تویه یه دانشگاه قبول ميشن. باران با یه پسر بنا به دلایلی برخورد میکنه نه داخل دانشگاه .اتفاقاتي تلخ و شيرين ک قراره واسه ی باران توی رمان بنویسم رو خودتون بخونيد

سخن نویسنده :

دوستان این رمانيه ک خودم دارم مينويسم لطفا تا آخر رمان بخونيد و قضاوت نکنید دوستای گل  بعضی چيزاش واقعیت هست ولی بیشتر تغییر دادم و تخیلی هم نوشتم ک خودتون ميخونيد وقتی تموم شد . امیدوارم خوشتون بیاد….

قسمت دانلود 

با پیوستن به کانال یک رمان از اخرین اخبار رمان ها مطلع شوید

https://telegram.me/yek_roman

 

 

این پست 39 دقیقه پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان درخواست

[ad_1]

 دانلود رمان درخواست

دانلود رمان درخواست

داستان درمورد یه دختر روان شناس که به که به یه خانومی مدیونه بعدش اون خانوم میاد و یه در خواست از این دختر داستان ما میکنه وحالا باید ببینی این درخواست چیه…پایان خوش


ژانر (عاشقانه _ کل کل و دعوا البته تا حدودی )
اسم شخصیت های داستانمون:
۱_اناهیتا
۲_فواد
۳_سینا
۴_نینا
عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟
یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟!
عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت
پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟
پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!!
از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟!

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان عشق ، درس ، دردسر

[ad_1]

دانلود رمان عشق ، درس ، دردسر

دانلود رمان عشق ، درس ، دردسر

دانلود رمان عشق ، درس ، دردسر

نام رمان : عشق درس دردسر

نویسنده : shiva-68

خلاصه:

یک دختر با یک لب و هزار لبخند!!! …یک دختر که برای رسیدن به هدفش یک راه بیشتر نداره …راهی که توسط پدرش تعیین شده …یک راه که پدر عشق …روزگار تقدیر … و دختر دردسر و اجبار میخواند…پایان خوش

داستان هم که عشقی و اجتماعی هست اش یه جورایی تکرار و یه جورایی جدید سعی میکنم حرفی برای گفتن داشته باشه یه همخونه ی دیگه با یه داستان تازه و متفاوت

لحظه ای با عشق …درس …دردسر:
با پوزخند وسیعی که روی لبش بود کاری نداشتم من با سیاهی چشمانش آشنا بودم رنگی که لحظه های گذشته رو برام مرور میکرد …لحظه های خرد شدن و شکستن ولی حس این سیاهی برام آشنا نبود …نه ، فقط رنگش سیاهه!
نگاه از رنگ و حس ِناشناس گرفتم و یک قدم ازش دور شدم
هنوز با اون پوزخند مسخره نگاهم میکرد که صدا و سوال دوستش باعث شد سوت پایان سکوتش نواخته بشه
پسر:بابا ایول داری پسر …چی تو این سیاهی ریختی که دختر مردم دل نمیکند؟
پسر:بس کن سینا … و با پوزخند در ادامه ی حرفش من رو مورد خطاب قرار داد:پسر خوشگل و خوشتیپ ندیده بودی؟جستجو تموم شد یا هنوز ادامه داره؟با پوزخند وسیع شده ادامه داد: نصف شب شد بابا اجازه مرخصی میفرمایید؟
غرور ، خودخواهی و یک دنیا خودشیفتگی بود که از حرفاش به آدم القا میشد …درسته که حس چشماشون یکی نیست ولی شخصیتشون خیلی به هم شبیه ِو ناجور اعصاب رو داغون میکنه.
سعی کردم به خودم بیام پس مثل همیشه صاف و محکم ایستادم و لبخندی روی لبم جا گرفت ، یک لبخند که برای آدم روبرو هزار تا حرف نگفته داشت
-خدا رو شکر که قسمت شد پسر خوشگل و خوشتیپ ببینم …همین جا هم اعلام میکنم جستجو تموم شد و شما هم آزادید و اجازه ی مرخصی دارید.
به چشمهای سیاهش که حالا یکم خشمناک بود نگاه کردم و وسعتی به لبخندم دادم که چال کنار لبم مشخص بشه.
با اجازه ای گفتم و به سمت کافه ی همیشگی روان شدم البته تو فکرم داشتم پسر مغرور ِچشم سیاه رو دعا میکردم که باعث شد برای چند دقیقه ، فقط چند دقیقه شرط بابا رو فراموش کنم …

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان عشق ، درس ، دردسر | shiva-68 کاربر انجمن نودهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t766844.html

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان من ازدواج نمیکنم

[ad_1]

دانلود رمان من ازدواج نمیکنم

 دانلود رمان من ازدواج نمیکنم

دانلود رمان من ازدواج نمیکنم

نام رمان : من ازدواج نمی کنم

نویسنده : ا.ت.س.ت

خلاصه :

پسری به اسم میلاد که داره کم کم به قول خانواده پیرمرد میشه رو مجبور میکنند که ازدواج کنه….کنار این جریان یه نفر وارد زندگی میلاد میشه که ازش متنفره!نقش های اصلی ما این دو نفر نیستند بلکه در ادامه شاهد شخص ایکس خواهیم بود که پرده از رازهایی برخواهد داشت!!!

مقدمه: یه داستان کاملا و فوق العاده خنده دار که شخصیت های داستان سعی کردن رمان رو به طرز دیوانه بارخنده دار جلو ببرند اگه دنبال عیجان و خنده هستید و البته چاشنی عشق این رمان که اثر هنری خودمم هست رو بهتون معرفی میکنم البته این فقط جلد اول این رمانه و در ادامه قراره کلا رمان از این رو به اون رو بشه:))

 

قسمت دانلود

 

منبع:رمان من ازدواج نمیکنم|ا.ت.س.ت کاربر انجمن نگاه دانلود

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان شراكت تحمیلی

[ad_1]

دانلود رمان شراكت تحمیلی

دانلود رمان شراكت تحمیلی

دانلود رمان شراكت تحمیلی

نام رمان : شراکت تحمیلی

نویسنده : مطهره ۷۶

خلاصه:
اذین دختریه که تو ۱۴سالگی مادرشو از دست میده.واز اون به بعد به پدرش خیلی وابسته میشه.تا اینکه تو ۲۱سالگیش اتفاقاتی براش میوفته که……………
مهرسام پسریه که با مامانش زندگی میکنه.تو داستان ۲۷ سال بیشتر نداره…………….

این دوتا شخص داستان های مابراثر یه اتفاقاتی باهم مجبور به یه شراکت میشن.اونم فقط به خاطر مادر وپدرشون.این شراکت یه شراکت تحمیلیه

قسمت دانلود

با پیوستن به کانال یک رمان از اخرین اخبار رمان ها مطلع شوید

https://telegram.me/yek_roman

[ad_2]

لینک منبع